I fell for my doctor-part 9
ناگهان صدای داد و بیداد یه نفر وسط حرفاشون پرید
جیس:بذارید ما بریمممممم.
صدا از یکی از اتاقای عمارت بود
چان:صدا کی بود؟
مینهو:یکی از گروگان های جدیدم. یهویی داد و هوار راه میندازه که بذارید برم
چان:ولی گفت ما نگفت من
مینهو:با دوستش اوردمش
چان:جاسوسی چیزی بودن؟
مینهو:نه برای اذیت کردن برادر همسر عزیزت اوردمشون. چیه؟ میخوای باورم بشه تو اصلا هم به خاطر اینکه ببینی من کراش هیونجین رو دزدیدم یا نه، نیومدی اینجا؟
چان:اینی که داد و بیداد راه انداخته بود همون دکتره است؟
مینهو:نه اون دوستشه. حالا هر چی،چون بهت اعتماد دارم چند لحظه باید برم بیرون تو اینجا بمون مراقب باش این دوتا از دست نگهبانا فرار نکنن
چان:باشه نگران نباش. میخوای ببرمشون توی باغت بگردن؟
مینهو:باشه ولی چهارچشمی مراقبشون باش
چان:حله تو برو به کارت برس
مینهو از عمارت خارج شد تا بره و به کاراش برسه. چان هم به دوتا نگهبان گفت که فلیکس و جیسونگ رو بیارن توی باغ عمارت. سکیوریتی بالای باغ و کلا عمارت نمیذاشت اون دوتا شانسی برای فرار داشته باشن. نگهبانا فلیکس و جیسونگ رو بردن به باغ عمارت. با ورودشون و دیدن یه فرد ناشناس تعجب کردن.
جیس:این دیگه کیه؟
چان:من برادر رئیس لی ام
فلیکس:نمیشه بذارید ما بریم؟ کلی بیمار توی بیمارستان داشتم الان اگر اونا چیزیشون بشه چی؟
چان:متاسفم فقط مینهوعه که میتونه بذاره برید. اگر من اینکارو بکنم توی چشم برادرم یه خائن دیده میشم
جیس:اون مرتیکه برای چی اصلا ما رو گرفته؟
چان:به خاطر هیونجین.. البته دکتر فلیکس رو به خاطر هیونجین گرفته، تو رو نمیدونم اصلا چرا نگه داشته
فلیکس:به خاطر هیونجین؟ مگه.. هیونجین هم کارای خلاف میکنه؟
جیس:دیدی بهت گفتم یه جای کار میلنیااون ارو که هی سر و تهش رو میزدی توی بیمارستان پلاس بود خلافکار بوده
چان:خلافکار یکم کلاسش پایینه رئیس مافیا بگی بهتره
فلیکس:یعنی الان ما به خاطر هیونجین که مافیاست به دست یه مافیای دیگه گروگان گرفته شدیم
چان:همونطور که گفتم تو به خاطر هیونجین ولی این دوستت رو نمیدونم چرا مینهو هنوز زنده نگه داشته
جیس:مگه قرار بود منو بکشههههههه
چان:مینهو معمولا همون اول افراد اضافی رو حذف میکنه. اینکه تو هنوز زنده ای و نگهت داشته عجیبه.
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #هیونلیکس #مینسونگ
جیس:بذارید ما بریمممممم.
صدا از یکی از اتاقای عمارت بود
چان:صدا کی بود؟
مینهو:یکی از گروگان های جدیدم. یهویی داد و هوار راه میندازه که بذارید برم
چان:ولی گفت ما نگفت من
مینهو:با دوستش اوردمش
چان:جاسوسی چیزی بودن؟
مینهو:نه برای اذیت کردن برادر همسر عزیزت اوردمشون. چیه؟ میخوای باورم بشه تو اصلا هم به خاطر اینکه ببینی من کراش هیونجین رو دزدیدم یا نه، نیومدی اینجا؟
چان:اینی که داد و بیداد راه انداخته بود همون دکتره است؟
مینهو:نه اون دوستشه. حالا هر چی،چون بهت اعتماد دارم چند لحظه باید برم بیرون تو اینجا بمون مراقب باش این دوتا از دست نگهبانا فرار نکنن
چان:باشه نگران نباش. میخوای ببرمشون توی باغت بگردن؟
مینهو:باشه ولی چهارچشمی مراقبشون باش
چان:حله تو برو به کارت برس
مینهو از عمارت خارج شد تا بره و به کاراش برسه. چان هم به دوتا نگهبان گفت که فلیکس و جیسونگ رو بیارن توی باغ عمارت. سکیوریتی بالای باغ و کلا عمارت نمیذاشت اون دوتا شانسی برای فرار داشته باشن. نگهبانا فلیکس و جیسونگ رو بردن به باغ عمارت. با ورودشون و دیدن یه فرد ناشناس تعجب کردن.
جیس:این دیگه کیه؟
چان:من برادر رئیس لی ام
فلیکس:نمیشه بذارید ما بریم؟ کلی بیمار توی بیمارستان داشتم الان اگر اونا چیزیشون بشه چی؟
چان:متاسفم فقط مینهوعه که میتونه بذاره برید. اگر من اینکارو بکنم توی چشم برادرم یه خائن دیده میشم
جیس:اون مرتیکه برای چی اصلا ما رو گرفته؟
چان:به خاطر هیونجین.. البته دکتر فلیکس رو به خاطر هیونجین گرفته، تو رو نمیدونم اصلا چرا نگه داشته
فلیکس:به خاطر هیونجین؟ مگه.. هیونجین هم کارای خلاف میکنه؟
جیس:دیدی بهت گفتم یه جای کار میلنیااون ارو که هی سر و تهش رو میزدی توی بیمارستان پلاس بود خلافکار بوده
چان:خلافکار یکم کلاسش پایینه رئیس مافیا بگی بهتره
فلیکس:یعنی الان ما به خاطر هیونجین که مافیاست به دست یه مافیای دیگه گروگان گرفته شدیم
چان:همونطور که گفتم تو به خاطر هیونجین ولی این دوستت رو نمیدونم چرا مینهو هنوز زنده نگه داشته
جیس:مگه قرار بود منو بکشههههههه
چان:مینهو معمولا همون اول افراد اضافی رو حذف میکنه. اینکه تو هنوز زنده ای و نگهت داشته عجیبه.
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #هیونلیکس #مینسونگ
- ۷.۲k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط