نازِ چشمانِ تو را شعر ڪنم در دلِ شب

نازِ چشمانِ تو را شعر ڪنم در دلِ شب
تا ڪہ مهتاب نَنازد بہ جمـــالَش هــر شب


چَشمِ تو آیۂ نازل شُدہ از احســاس است
سَـــر بہ سَجّــادۂ پُر مهرِ تــــو دارم در شب

#مولانا
این ابر نگر خیمه بر افلاک زده
صد نعره ی شوق از دل غمناک زده

از دست زلیخای هوا یوسف گل
بر پیرهن حریر صد چاک زده

#سلمان_ساوجی

زاهد بودم ترانه گویم کردی
سر فتنه ی بزمو باده جویم کردی

سجاده نشین باوقارم دیدی
بازیچه‌ی کوی کودکانم کردی

#مولانا

گفتی که به دل شکستگان نزديکيم

ما نيز دلی شکسته داريم ای دوست

#نظامی
#حدیث_دل
🥀🌼🌼🥀
دیدگاه ها (۰)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

چند پارتی بازی ممنوع

دستش دور کمرت حلقه شده بود و روی شنای خیس ساحل قدم میزدینبا ...

the end-part 2

دو پارتی از جی . پارت اخرجی و ات از اون پارتی پر سر و صدا و ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوان ها تو ای بانگ شور اف...

"گل"و یا"پوچ"بگو دستِ دلم را وا کنگلِ گم مانده ی اقبال مرا پ...

شبی در موج زلفانت مرا هم رنگ دریا کنگل پژمرده ی دل را به لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط