{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمان : بارش آفتاب

نام رمان : بارش آفتاب
نویسنده : نسترن اکبریان(n.a25)
ژانر: اجتماعی _ تراژدی _ عاشقانه
خلاصه: انسان بودن چیست؟ تنفس در دنیایی که حق زنده بودن را از تو ربوده است چه لذتی دارد؟ دختری که در میان جبرو اجبار های زندگی دست و پا می‌زند و شاید گاهی تنگنا های افراطی نفسش را بند می آوَرد؛ چگونه قدم کج نکند و مسیر را هم چنان مستقیم گز کند؟
آفتابی که تنها طلوعش بارش و غروبش اشک است...
آفتابی که معنای دختر بودن را از وجودش به یغما بردند! آفتابی که دست و پا میزد شاید هوایی برای نفس کشیدن وارد ریه هایش شود...
دخترکی سر گشته که در پس این اجبار ها دست به کار هایی می زند که...

مقدمه:
آسمان را غم گرفته بود؛
ابر های سفید و سیاه یک دیگر را در آغوش کشیده بودند!
در اوج سرمای تاریکی شان آفتاب طلوع کرد...
اما آسمان روشن نشد؛
بلکه قلب سپید آسمان با آمدنش سیاه شد!
آفتاب چشم هایش را بر روی نور و گرما بست...
روح و بُطنش سیاه شد، سرد شد؛ حتی بد تر از ابر ها...!
در دل آسمان در آن روز سیاه، چنین هک شد:
*بارش آفتاب*
https://forum.98iia.com/topic/5960-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8-na25-%DA%A
دیدگاه ها (۱)

➳‌‌   ⃟ٖٜٖٜٖٜ🍁ᥫ᭡در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

CAPTURED IN PARIS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط