{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندوقت پیش حس کمبود محبت داشتم،

چندوقت پیش حس کمبود محبت داشتم،
رفتم یه کم بتادین تودستم ریختم اومدم جلو مامانم،
سرفه کردم گفتم وای خون،خون دارم بالا میارم!
مامانم زدتوسرم گفت ازبس که میری تواینترنت خوب،
بروتوتوالت تافرشامو کثیف نکردی،
بابام که داشت ورزش نگاه میکرد،انگار نه انگار،

خواهر کوچیکمم ازخوشحالی بالا وپایین می پریدو

میگفت آخه جون اگه بمیری اتاقت مال منه...

حس کمبود محبت کامل برطرف شد.
دیدگاه ها (۲)

.✅کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ فيلسوف است ✅کسی که راس...

.

شاخ بودن به ماشین و محل زندگیو اینا نیس ....مهم ذاته... ...

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ : ﻗﺪﺭﺕ ...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتمرفتم یه کم بتادین تو دستم ریخ...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتمرفتم یه کم بتادین تو دستم ریخ...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین توی دستم ...

حس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم جلوی ماما...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین روی دستم ر...

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختمجلوی ما...

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختمجلوی ما...

احساس کمبود محبت می کردم😔 رفتم توی دستمال بتادین ریختم 😐 ج...

چند وقت پیش احساس کمبود محبت داشتم رفتم یکم بتادین ریختم تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط