{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم
رفتم یه کم بتادین توی دستم ریختم واومدم جلومامانم
سرفه کردم وگفتم : وای مامان خون ! دارم بالا میارم
مامانم زد تو سرم وگفت : از بس که میری تو اون اینترنت بی صاحاب

برو توی حیاط فرشامو کثیف کردی ...
دیدگاه ها (۲۹)

تمنا هستی من الان اومدم

چطوریه تریپم الانم

تو کافی شاپ بودم که باد شکم اومد سراغم ! صدای موزیک بلندبود...

خسته شدم از تکرار شنیدن مواظب خودت باش تو اگه نگران حا...

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت :2...

رومان عشق مافیا پارت 33از زبان ا/تگفت : تو الان بری نمیتونی ...

KIM V

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒 وسط برگه از شدت فشار مداد مشکی سوراخ ش...

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:5ب...

پارت ۲۵

استاد جئون part 1جئون رینا چند سالی میشه که با جونگکوک ازدوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط