سناریو بی تی اس
وقتی با هم میرین استخر تا آب بازی کنین...
نامی:(بچم مایوی مورد علاقش رو پوشیده بود ولی وقتی داشت تنشو زیر دوش آب میزد تا بره تو استخر کش مایوش به پیچ دوش گیر میکنه و یه قسمتی از مایوش پاره میشه و با خجالت میاد پیش تو و میگه)...
نامی:بیبی یه مایوی اضافه واسم اوردی؟؟
ا/ت:نه چطور؟؟؟(پشتشو میبینی و میگی )
ا/ت: عیب نداره عزیزم بیا یه شورت برات اوردم اونو بپوش...
(با خجالت میگیره و میگه)
نامی:ممنون بیبی
جین:( تو اونو پرت میکنی تو استخر چون میخواستی بخواطر اینکه عروسکتو قایم کرد تلافی کنی بعد همینطور که داشتی براش بای بای میکردی مچ دستتو رو هوا میگیره و با خودش میکشه تو استخر و با هم ...بوووممممممممم...)
جین :ورلد واید هندسام هیچ وقت تنها سقوط نمیکنه بیبی
(تورو تو بغلش میگره و بوثثثثثثثثثثث)
یونگی:(بچم از آب میترسید ولی تو براش نقشه داشتی
(یو ها ها ها) میرو تو استخر و بهش میگی که عینک شناتو درست کنه ولی هیچ مشکلی نداشت..وقتی گرم عینک شده بود تو اونو با خودت کشیدی تو استخر و اون جیغ و داد میزد که اونو نجات بدی ولی تو فقط داشتی میخندیدی که وقتی چشاتو از خنده بستی متوجه نشدی که یهو یونگی اومد و تورو گرفت تو بازو هاش )
ا/ت :یونکیا گوه خوردم ولم کن تورو خداااااااااااااا
یونگی:نه هانی باید تاوان پس بدی
( و تو رو تو همون استخر بفاکت داد)
هوسوک:(بچم با خوشحالی تیوپ آورده بود تا با هم آب بازی کنید ولی تو به زور تیوپشو درآوردی و اون داشت توی آب دست و پا میزد تا غرق نشه بعد از یه مدت که خسته شد دست از اینور و اونور کردن برداشت و فهمید توی عمق یک و نیم متری داشت واسه زندگیش جون میکند و خوشحال و شاد با هم توی استخر آب بازی کردید)
جیمین:( از اونجایی که خیلی خوشحال داشتین با هم بازی میکردین و از قصد آب پرت میکنی تو چشش بعد اون شروع میکنه جیغ زدن که تو نگران میشی و میری پیشش تا تو چشش فوت کنی تا خوب بشه وقتی نزدیکش شدی اون یهو کمرتو گرفت و به خودش نزدیک کرد و دستاشو به هم قفل زد تا نتونی فرار کنی)
جیمین:که منو اذیت میکنی آره؟؟
( بعد برای اینکه تلافی کنه لبتو ماچ و موچ کرد)
تهیونگ:( داستان از این قراره که یونتان توپشو گرفت که نیفته تو آب تهیونگ یونتانو گرفت که نیفته تو آب ا/ت هم تهیونگو گرفت که نیفته تو آب اما یهو شد که همه افتادن تو آب و تنها کسی که اون بالا جاش امن بود توپ یونتان بود که داشت با لبخندی ملیح این خانواده روانی رو نگاه میکرد)
جونگکوک:( ایشون چون دیشب نذاشتی نزدیکت شه میخواست تو استخر تلافی کنه داشت با خودش حرف میزد که چه جوری تو رو گیر بندازه که تو حرفاشو شنیدی و گفتی)
ا/ت:عمرا بزارم دستت بهم بخوره
( جونگ کوک که فهمید تو از نقشهاش بو بردی دنبالت میکنه و تو هم از دستش فرار میکنی هی اینور و اونور میکردی که آخر تو رو گیر انداخت و به لبه استخر چسبوند و بسم الله.... )
خسیس نباش لایک کن🙂🧡👍
نامی:(بچم مایوی مورد علاقش رو پوشیده بود ولی وقتی داشت تنشو زیر دوش آب میزد تا بره تو استخر کش مایوش به پیچ دوش گیر میکنه و یه قسمتی از مایوش پاره میشه و با خجالت میاد پیش تو و میگه)...
نامی:بیبی یه مایوی اضافه واسم اوردی؟؟
ا/ت:نه چطور؟؟؟(پشتشو میبینی و میگی )
ا/ت: عیب نداره عزیزم بیا یه شورت برات اوردم اونو بپوش...
(با خجالت میگیره و میگه)
نامی:ممنون بیبی
جین:( تو اونو پرت میکنی تو استخر چون میخواستی بخواطر اینکه عروسکتو قایم کرد تلافی کنی بعد همینطور که داشتی براش بای بای میکردی مچ دستتو رو هوا میگیره و با خودش میکشه تو استخر و با هم ...بوووممممممممم...)
جین :ورلد واید هندسام هیچ وقت تنها سقوط نمیکنه بیبی
(تورو تو بغلش میگره و بوثثثثثثثثثثث)
یونگی:(بچم از آب میترسید ولی تو براش نقشه داشتی
(یو ها ها ها) میرو تو استخر و بهش میگی که عینک شناتو درست کنه ولی هیچ مشکلی نداشت..وقتی گرم عینک شده بود تو اونو با خودت کشیدی تو استخر و اون جیغ و داد میزد که اونو نجات بدی ولی تو فقط داشتی میخندیدی که وقتی چشاتو از خنده بستی متوجه نشدی که یهو یونگی اومد و تورو گرفت تو بازو هاش )
ا/ت :یونکیا گوه خوردم ولم کن تورو خداااااااااااااا
یونگی:نه هانی باید تاوان پس بدی
( و تو رو تو همون استخر بفاکت داد)
هوسوک:(بچم با خوشحالی تیوپ آورده بود تا با هم آب بازی کنید ولی تو به زور تیوپشو درآوردی و اون داشت توی آب دست و پا میزد تا غرق نشه بعد از یه مدت که خسته شد دست از اینور و اونور کردن برداشت و فهمید توی عمق یک و نیم متری داشت واسه زندگیش جون میکند و خوشحال و شاد با هم توی استخر آب بازی کردید)
جیمین:( از اونجایی که خیلی خوشحال داشتین با هم بازی میکردین و از قصد آب پرت میکنی تو چشش بعد اون شروع میکنه جیغ زدن که تو نگران میشی و میری پیشش تا تو چشش فوت کنی تا خوب بشه وقتی نزدیکش شدی اون یهو کمرتو گرفت و به خودش نزدیک کرد و دستاشو به هم قفل زد تا نتونی فرار کنی)
جیمین:که منو اذیت میکنی آره؟؟
( بعد برای اینکه تلافی کنه لبتو ماچ و موچ کرد)
تهیونگ:( داستان از این قراره که یونتان توپشو گرفت که نیفته تو آب تهیونگ یونتانو گرفت که نیفته تو آب ا/ت هم تهیونگو گرفت که نیفته تو آب اما یهو شد که همه افتادن تو آب و تنها کسی که اون بالا جاش امن بود توپ یونتان بود که داشت با لبخندی ملیح این خانواده روانی رو نگاه میکرد)
جونگکوک:( ایشون چون دیشب نذاشتی نزدیکت شه میخواست تو استخر تلافی کنه داشت با خودش حرف میزد که چه جوری تو رو گیر بندازه که تو حرفاشو شنیدی و گفتی)
ا/ت:عمرا بزارم دستت بهم بخوره
( جونگ کوک که فهمید تو از نقشهاش بو بردی دنبالت میکنه و تو هم از دستش فرار میکنی هی اینور و اونور میکردی که آخر تو رو گیر انداخت و به لبه استخر چسبوند و بسم الله.... )
خسیس نباش لایک کن🙂🧡👍
- ۳۲.۴k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط