p45

مینجی: ممنونم🫂حالا از کجا میدونی که پسره؟
مینسو: حس ششمم گفت😐
ات: بکش کنار نوبت کادوعه منه بیا خوشگلم
مینجی: وای چه گردنبند خوشگلیه ممنون🫂
ات: 🥲
جیمین: عشقم چرا گریه میکنی
ات: کی فکرشو میکرد یونجون دوستمو ازم بدزده😭
مینجی: ایی ات بسه گریه نکن الان ارایشت خراب میشه
ات: راست میگی آرایشم😳
جیمین: نه خوبه نگران نباش خراب نشده😂
لوسی: من اجازه کادو دادن دارم؟ 🤨
تهیونگ: بکشین کنار عشقم دوساعته منتظره
لوسی: خوشبخت بشین 🥲اینم کادوی من من یه گردنبند ست واسه هر دوتاتون خریدم😭
مینجی: لوسی گریه نکن اخه🫂من که فرار نمیکنم تازه ه گریه کنی منم گریه میکنم
مینسو: شما ها چقدر لوسین😐
جیمین: به عشقم میگی لوس؟
یونگی: ایشش بسه هرکی واسه خودش زن پیدا کرده آدم شده😐
یونجون: خب دیگه بریم مینجی هم زیادی سر پا موند
همه: خدافظ🖐🏻
اینا رفتن
ویو یونگی و مینسو(رسیدن خونه)
یونگی: خب حالا میرسیم به تنبیه😏(یا خدا بهش کمک کن🤐)
مینسو: چه تنبهی؟ اها خب چیه؟
یونگی آروم آروم امد سمت مینسو
مینسو: نکنه تنبیهت...
یونگی: اوهوم😈

خب خب مااسمات داریم اینجا هرکی خواست بگه بفرستم 😊♥
ادامه دار....
حمایت کنید🥺♥
دیدگاه ها (۹۷)

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#دوپارتیپارت¹همچی عا...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط