{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز این داغ که افتاد به پیشانی من

راز این داغ که افتاد به پیشانی من
بوسه ی توست نه از سجده ی طولانی من

چشم می خندد از این شادی درهم با غم
اشک کی گم شود از گریه ی پنهانی من

شهر خندید از این بردگی عشق برو
تا زلیخا نخرد یوسف زندانی من

در تب و تاب تو چون سیب فرو می ریزم
قدرت جاذبه ات علت ویرانی من

موج با صخره به هم ریخت شبیه من و تو
جذر می بردی و مد ، حاصل ارزانی من..
دیدگاه ها (۲)

بزن که سوز دل من به ساز میگوئیز ساز دل چه شنیدی که باز میگوئ...

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گویدخسته از شاید و اما ست، دلم ...

هی می‌رویم و جاده به جایی نمی‌رسدقولی که عشق داده به جایی نم...

هرشب ازیادتوبیدارم وجایت خالیستمحفلی بادل وغم دارم وجایت خال...

شیپ ساسوکه و ناروتو

راز این داغ که افتاد به پیشانی منبوسه ی توست نه از سجده ی طو...

راز این داغ که افتاد به پیشانی منبوسه ی توست نه از سجده ی طو...

راز این داغ که افتاد به پیشانی منبوسه ی توست نه از سجده ی طو...

راز این داغ که افتاد به پیشانی منبوسه ی توست نه از سجده ی طو...

راز این داغ که افتاد به پیشانی منبوسه ی توست نه از سجده ی طو...

راز این داغ نه در سجده ی طولانی ماست بوسه ی اوست که چون مهر ...

راز این داغ نه در سجده ی طولانی ماستبوسه ی اوست که چون مهر ب...

راز این داغ نه در سجده ی طولانی ماستبوسه ی اوست که چون مهر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط