{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز این داغ که افتاد به پیشانی من

راز این داغ که افتاد به پیشانی من
بوسه ی توست نه از سجده ی طولانی من

باز در سجده تو را دیدم و تکرار گناه
کاش تردید کند عشق به قربانی من

چشم می خندد از این شادی درهم با غم
اشک کی گم شود از گریه ی پنهانی من

شهر خندید از این بردگی عشق برو
تا زلیخا نخرد یوسف زندانی من

در تب و تاب تو چون سیب فرو می ریزم
قدرت جاذبه ات علت ویرانی من

موج با صخره به هم ریخت شبیه من و تو
جذر می بردی و مد ، حاصل ارزانی من
دیدگاه ها (۴)

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست شاید بهانه‌ایست که قربانیت کنند...

نقد فیلم «بی‌دار» به بهانه‌ی اکران

p18

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

یاندره درخواستی از باجی

dark life=23

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

راز این داغ که افتاد به پیشانی منبوسه ی توست نه از سجده ی طو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط