{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز این داغ که افتاد به پیشانی من

راز این داغ که افتاد به پیشانی من
بوسه ی توست نه از سجده ی طولانی من

باز در سجده تو را دیدم و تکرار گناه
کاش تردید کند عشق به قربانی من

چشم می خندد از این شادی درهم با غم
اشک کی گم شود از گریه ی پنهانی من

شهر خندید از این بردگی عشق برو
تا زلیخا نخرد یوسف زندانی من

در تب و تاب تو چون سیب فرو می ریزم
قدرت جاذبه ات علت ویرانی من

موج با صخره به هم ریخت شبیه من و تو
جذر می بردی و مد ، حاصل ارزانی من
دیدگاه ها (۱۲)

من آمده ام تا به ابد مال تو باشمپرواز کنی ؛ پر بزنم ؛ بال تو...

عاشقی بودم که دل دادم ولی زودباختم با همه جنگیدم وبازم شکستم...

سلام دوستان عزیزم ظهربخیر.عزیزان یه زحمتی دارم براتون این اب...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم خم...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

*بوسه ی اجبار* پارت اول

p18

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

رقص سایه‌ها | پارت دهم: «بازی با آتش در سکوت»میرا گردنبند را...

پارت ۲۸

dark life=23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط