{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان مش غلوم وماهواره

داستان مش غلوم وماهواره
مش غلوم هم عاقبت شد اهل دیش
آنتنی بگذاشت در ایوان خویش
 
تا زند گشتی در این کانال ها
 فیلم ها و همچنین  سریال ها
 
بالشی بر پشت و ریموتش به دست
 صبح تا شب پای تی وی مینشست
 
فیلم ها بر روی او تاثیر کرد
 کم کمک رفتار او تغییر کرد
 
هر زمان می دید از آن تیپ ها
 شکوه سر میداد و میگفت:ایخدا
از چه رو  یارم فشن اندام نیست
یعنی آن چیزیکه من میخوام نیست
 
همسری تیپیک تر باید گرفت     
یک کمر باریک تر باید گرفت
در پی این عزم و تصمیم، آن خپل
بر سبیل و موی خود مالید ژل
 
رفت و یار خوش ادایی تور کرد
دلبر بالا بلایی جور کرد
 
چند وقتی روزگارش خوب بود
چونکه یارش ظاهرا مطلوب بود
 
یار هم از او سواری می گرفت
بسته بسته ده هزاری می گرفت
 
بی مهابا خرج می کرد آن بشر
تا شود از دیگران خوش تیپ تر
 
مش غلوم وضعش یهو ناجور شد
زرت او یکباره بد قمصور شد
 
یار، آهنگ جدایی ساز کرد
نغمه های بی وفایی ساز کرد
 
طالب مهریه اش شد ناگهان  
مش غلوم بر کله و بر سر زنان
 
تا که از این غصه و اندوه و درد
طبق اسناد پزشکی سکتـــــــه کرد
 
چون که بیرون آمد از حال کما
گفت پایین آورید این دیش را

چون که این سریال ها یک دام بود
تشت رسوایی من بر بام بود

گند زد یار فشن بر هیکلم
ای به قربان عیال اولم

ای فدای وزن و هم پهنای او
جنگل پر پشت ابروهای او

ای فدای موی مش نادیده اش
چشم های سایه نامالیده اش

هر کجا باشد صدایش میکنم
بعد از این جان را فدایش میکنم

#دخی روانی
دیدگاه ها (۳)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

راز خون پارت پنجم

( last minute )

صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم!؟ ماه بیجا بکند مثل تو زیبا...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش اول_شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط