مافیای عشق ( ۱۰ )❤️🔥
در همین افکار بودم که یدفعه حس کردم یکی شلیک کرد.
مامور پلیس: بگیریدشون! نذارید فرار کنن!
ات: بدبخت شدیم😱
از ترس پا به فرار گذاشتم که یدفعه یکی از مامورا گیرم انداخت: بی حرکت!
// ویو جیمین //
صدای شلیکو که شنیدم فهمیدم لو رفتیم. اسلحمو برداشتم که فرار کنم ولی یدفعه...
جیمین: ات😱😱
رفتم دنبالش نباید میزاشتم اینطوری بمیره. تقصیری نداشت که.
بالاخره پیداش کردم یه مامور قصد جونشو کرده بود.
// ویو ات //
ات: چای وون😳
(چای وون با دیدن ات خشکش زده بود.)
چای وون: اینجا چه خبره؟! تو هم!😧
ات: قضیه اونطور که فکر می کنی نیست.🥺
چای وون: بسه دیگه! تا کی میخوای دروغ بگی؟😠
بغض کردم و دوباره زدم زیر گریه.
ات: هق، هق، تقصیر من نیست😭
تا اومدم توضیح بدم، صورتش خونین و مالین شد. از شوک زبونم بند اومده بود، بهترین دوستم جلوی چشمام مرد!
جیمین اومد و منو بلند کرد و سریع از اونجا رفتیم.
// ویو پدر ات //
کیم: لعنتی! خبری نشد؟ یعنی دخترم کجاست؟
در همین افکار بودم که یدفعه یون سو مشاورم اومد تو.
کیم: چی شد؟
یون سو: یا دستگیر شدن، یا...
کیم: یا؟
یون سو: مردن قربان😔
کیم: نمیتونم دست رو دست بزارم همینجا بشینم
یون سو: فعلا باید همینجا بمونین. تنها خونه ی امنیه که لو نرفته.
کیم: بدون دخترم دیگه این زندگیرو میخوام چیکار؟ از اولشم نباید میاوردمش تو این کار. همش تقصیر منه.😔
یون سو: قربان نگران نباشید تمام تلاشمونو می کنیم.
کیم: غیر از این باشه خونه ی امن بعدی قبرستونه! اینو بکن تو کَلَت!
یون سو: چَ..شش.مم.
کیم: نشنیدم؟
یون سو: چشم قربان.
کیم: حالا شد! برو میخوام تنها باشم.
یون سو: بله قربان.
ادامه دارد......
● شرایط: ۱۹۵ فالوور، ۱۰ لایک، ۱۰ کامنت 💞
آرمیا خوشحال میشم حمایت کنین💜
ممنون میشم منو به دوستاتون معرفی کنید💚
خوشحال میشم لایک کنین❤️
فالو = فالو 💛
معرفی = معرفی🩵
#آرمی
#درخواستی
#فیک_درخواستی
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#بی_تی_اس
#جیمین
#فیک_جیمین
#مافیا
#جیمین_مافیا
#فیک_مافیایی
#سناریو
#سناریو_بی_تی_اس
#jimin
#Jimin
#JM
#BTS
مامور پلیس: بگیریدشون! نذارید فرار کنن!
ات: بدبخت شدیم😱
از ترس پا به فرار گذاشتم که یدفعه یکی از مامورا گیرم انداخت: بی حرکت!
// ویو جیمین //
صدای شلیکو که شنیدم فهمیدم لو رفتیم. اسلحمو برداشتم که فرار کنم ولی یدفعه...
جیمین: ات😱😱
رفتم دنبالش نباید میزاشتم اینطوری بمیره. تقصیری نداشت که.
بالاخره پیداش کردم یه مامور قصد جونشو کرده بود.
// ویو ات //
ات: چای وون😳
(چای وون با دیدن ات خشکش زده بود.)
چای وون: اینجا چه خبره؟! تو هم!😧
ات: قضیه اونطور که فکر می کنی نیست.🥺
چای وون: بسه دیگه! تا کی میخوای دروغ بگی؟😠
بغض کردم و دوباره زدم زیر گریه.
ات: هق، هق، تقصیر من نیست😭
تا اومدم توضیح بدم، صورتش خونین و مالین شد. از شوک زبونم بند اومده بود، بهترین دوستم جلوی چشمام مرد!
جیمین اومد و منو بلند کرد و سریع از اونجا رفتیم.
// ویو پدر ات //
کیم: لعنتی! خبری نشد؟ یعنی دخترم کجاست؟
در همین افکار بودم که یدفعه یون سو مشاورم اومد تو.
کیم: چی شد؟
یون سو: یا دستگیر شدن، یا...
کیم: یا؟
یون سو: مردن قربان😔
کیم: نمیتونم دست رو دست بزارم همینجا بشینم
یون سو: فعلا باید همینجا بمونین. تنها خونه ی امنیه که لو نرفته.
کیم: بدون دخترم دیگه این زندگیرو میخوام چیکار؟ از اولشم نباید میاوردمش تو این کار. همش تقصیر منه.😔
یون سو: قربان نگران نباشید تمام تلاشمونو می کنیم.
کیم: غیر از این باشه خونه ی امن بعدی قبرستونه! اینو بکن تو کَلَت!
یون سو: چَ..شش.مم.
کیم: نشنیدم؟
یون سو: چشم قربان.
کیم: حالا شد! برو میخوام تنها باشم.
یون سو: بله قربان.
ادامه دارد......
● شرایط: ۱۹۵ فالوور، ۱۰ لایک، ۱۰ کامنت 💞
آرمیا خوشحال میشم حمایت کنین💜
ممنون میشم منو به دوستاتون معرفی کنید💚
خوشحال میشم لایک کنین❤️
فالو = فالو 💛
معرفی = معرفی🩵
#آرمی
#درخواستی
#فیک_درخواستی
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#بی_تی_اس
#جیمین
#فیک_جیمین
#مافیا
#جیمین_مافیا
#فیک_مافیایی
#سناریو
#سناریو_بی_تی_اس
#jimin
#Jimin
#JM
#BTS
- ۲۳.۸k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط