{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدنت یعنی

دیدنت یعنی
هزار بار فکر کردن به اینکه چگونه بگویم:
سلام!
و به وقت اصابت نگاهت به چشم هایم
صدایم میلرزد
آرام میگویم سلام! و تو نمیشنوی،
حاصل هزار بار تمرینم را...
مینشینم کنار تو
لبخند میزنی
از آن لبخند های قبل از رفتن
که فقط لب هایت کش می آیند و تقلا میکنند که لبخند باشند
اما گوشه ی چشمانت چروک نمی افتد!
چه زود شعرمان تمام میشود
و آخرین غزل را از خداحافظی می‌خوانم
حس میکنم فقط به اندازه یک خط از شعرهای شاملو
آیدا بوده ام
میگویم خداحافظ! می‌شنوی
برای خداحافظی تمرین نکرده بودم
تلخ میگویم!
و بعد رفتنت را تماشا میکنم
میگویم خداحافظ
تو رفته ای
اما من باز هم میگویم:
خداحافظ
و بعد فکر میکنم:
شاید اصلا یادم رفته باشد
سر قرارم با تو بیایم...
دیدگاه ها (۲)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

part:29وات از ماشین پیاده شد در سمت تهیونگ رو باز کرد ات:(رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط