#عجایب‌شہدا🌿

#عجایب‌شہدا🌿
توی‌نمازجماعت‌همیشه‌صف‌اول‌
می‌ایستاد ...
همیشه‌توی‌جیبش‌مهروتسبیح‌
تربت‌داشت !
گاهےوقت‌ها‌که‌به‌هر‌دلیلےتوۍجیبش‌نبود
موقع‌نمازدرحسینیه‌پادگان‌د‌نبال‌مُهر‌تربت‌
می‌گشت ...!
وقتےڪه‌پیدا‌می‌کرد،
این‌شعررازمزمه‌می‌کرد:
{تاتوزمین‌سجده‌اۍسربه‌هوا‌نمی‌شوم}
#شهادت
#شهید‌حججی
دیدگاه ها (۰)

#چند_خاطره🔹چند بُرش از زندگی شهید:🌼#تولد|ولی‌الله در اولین ر...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

I'm not jealous part 56دستمو پشت گردنش گذاشتم و عمیق و محکم ...

پارت ۲۴صدایِ آهنگِ پرانرژیِ عروسی از داخلِ سالن می‌اومد، اما...

(:♡ رز ابی من part .1.(اول عکسارو تا جایکه گفته شده بخوانید ...

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط