عشق یا انتقام

عشق یا انتقام
P35

_انگار ....فرشته کوچولوم برگشته.....
( ویو ا.ت)
حلقه دستش رو به دور کمرم تنگ تر کرد
_ ا.ت....خیلی دوستت دارم...انقد که حاضرم‌ کل دنیا رو بهم بریزم تا بهت برسم
+ منم...دوستت دارم
با گفتن حرفاش انگار جمعی از پروانه ها توی دلم به پرواز در اومده بودن
توی دلم پرواز میکردم و به قلبم می‌رسیدن
قلبم رو نوازش میکردن و حرفش رو روی قلبم هک میکردن
چشماش مثل برکه آبی بود که میشد خودمو رو توش ببینم
_ تو ...تنها دلیل زندگیمی
دستام رو به دو طرف صورتش گذاشتم
+ ددی....من...من....
_ تو چی؟
+ من...همین الان میخوامش
دیدگاه ها (۱۰)

تکپارتی جونگ کوک

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

پارت ۳

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

چند پارتی(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط