{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با مادرم داشتم انباری خونه رو تمیز میکردم

با مادرم داشتم انباری خونه رو تمیز میکردم






یهو یه بسته مداد رنگی بیست و چهارتایی پیدا کردم. نشون مامان دادم . زد زیر خنده گفت وقتی بچه بودی اینو خریدم که هر وقت بیست گرفتی بهت بدم
خاک تو سرت.....😐 😏 😂 😂 😏
#vampire
#no_copy_block
دیدگاه ها (۳)

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

شب التیام.

مافیای من

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

فیک کوک فصل ²پارت ¹ویو راوی همانطور ا.ت جلوی عمارت ایستاده و...

پارت ۱ ویو ا.ت شاید هر کسی بتونه زندگی خوب و آرومی داشته باش...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

پارت:۱ویو ات:صبح با جیغای‌ِ مامانم بلند شدم چی شده؟سریع  رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط