{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک کوک

فیک کوک
فصل ²
پارت ¹

ویو راوی
همانطور ا.ت جلوی عمارت ایستاده و به در خیره مانده بود و فقط منتظر تنها یک شخص بود ..‌.
تا ۲ ساعت همان جا نشست ولی نه کسی آمد و نه کسی رفت ...
خسته شده بود و خیلی گشنه بود به لنا زنگ زد
( لنا ×،ا.ت +)
+ سلام لنا خوبی
× آره خوبم تو چطوری
+ مرسی
+ لنا راستش میخواستم ازت بپرسم ... میدونی جونگ کوک کجاست؟
× نه منم ازش خبر ندارم از اون روز به بعد با من حرف نزده که هیچ حتی یه بارم زنگ نزده
+ آها من یکم نگرانشم سه مدتی نیومده شرکت و ما رو به ورشکستگی هستیم
× واقعا ... منم وارث اونجا هستم ... میخوای سهممو بهت بدم به هر حال که من دیگه نمیتونم بیام شرکت
+ لنا چی داری میگی ؟
× همون که شنیدی میخوام وکالت بدم که تو بیای جای من و سهامم رو تو بگیری
+ آخه
× اما و اگر هم نداریم دختر جون تو که میدونی تهیونگ نمیذاره کار کنم .
+ یعنی منم شریک شرکت میشم ؟ یعنی قراره سهام دار بشم
× آره عشقم تبریک میگم بهت
+ از این تصمیم مطمئنی لنا ؟
× اوهوم به هر حال تهیونگ قراره وارث شرکت باباش بشه
+ چی ؟ لنا نکنه تو ...
× آره دختر من بار دارم (جیغ)
+وای خدااااااا دارن خاله میشممممم
× شایدم زندایی
+ چی ، ها؟ منظورت چیه
× هیچی ولش تهیونگ اومد قطع میکنم خدافظ
+ خدافظی
پایان تماس تلفنی
ویو ا.ت
منظورش از زندایی چی بود آخه
ایشششش لعنتی ..‌.

به سمت خونه رفت
/ پرش زمانی به خونه ی ا.ت /
ویو ا.ت
به خونه رسیدم چراغا خاموش بود جز یکیش
آخه من همشو خاموش کرده بودم پس حتما اتصال برقی شده
رفتم سمت پریز برق و همه برقا رو روشن کردم
رفتم سمت آشپزخونه و داشتم نودل فوری درست میکردم که یهو دوباره برق اشپزخونه خاموش شد
مو ی تنم سیخ شده بود برگشتم و همه جا رو با نور کم دید میزدموکه صدای آشنایی شنیدم
- بانوی زیبا غذا چیه ؟
زود برگشتم به سمت صدا ...
جونگ کوک بود ولی چجوری؟
زود به سمتش با دو رفتم و بغلش کردم ودشروع کردم به اشک ریختن
- هیششششش آروم باش زیبا م گریه نکن که دلم آب میشه
از آغوشش خودمو کشیدم و به صورتش نگاه کردم تبسمی روی چهرش نقش بسته بود
ازش پرسیدم
+ کجا بودی هق این همه هق مدت ، اصلا هق خبر داری من چقدر دلم هق تنگ شده بود؟
تا اینو گفتم چهرشو لوس کرد و گفت
- ببخشید کوچولوم ، باید یکم ددور میشدم ببخشید
دوباره خودمو توی بغلش جا دادم و گریه میکردم ولی اینبار گریه هام از روی خوشحالی بود ...


ادامه دارد...

سیلام شکلاتام
من برگشتم با ادامه ی فیک
امیدوارم خوشتون بیاد و ازش حمایت کنید 🥰🍫🍫
دیدگاه ها (۳)

پارت. ۲۶

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

love in the dark⑨①(آخر) یک ماه بعد یومی کامل خوب شده بود و ق...

این عشق فیک نیست پارت 2//ویو ساعت 5//. //ویوی ا/ت //د...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط