{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انشایم که تمام شد

انشایم که تمام شد
معلم با خط کش چوبی اش زد پشتِ دستم
و گفت جمله هایت زیباست ...
گفتم اجازه آقا ...
پس چرا میزنید؟؟؟
نگاهم کرد ...
پوزخندِ تلخی زدو گفت:
میزنم تا همیشه یادت بماند
خوب نوشتن و زیبا فکر کردن در این دنیا
تـــاوان دارد!
دیدگاه ها (۱)

مِـــــــــــی میزنم مِــــــــی میزنم جام پِیـــــا پِـــــ...

دیر گاهی است که افتاده ام از خویش به دورشاید این عید به دیدا...

با درد نبودنش ڪہ … خو مےڪردم ،با دیده تَر بہ جاده … رو مےڪ...

ﺩﻟـﺖ ﮐـﻪ ﻣـے ﮔـﯿـﺮﺩ …ﺩﺭ ﻟـﺤـﻈـﻪ ﻫـﺎﯾـے ﮐـﻪ ﺛـﺎﻧـﯿـﻪ ﻫـﺎ …ﻣـﯿ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 144♡⁠。⁠)⁩بي توج...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

پارت ۱۷ روز بعد...از وقتی سوآ وارد مدرسه شده بود، آریانا دیگ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "61"☆ویو هانا☆بعد از رفتن آقای الکس، چند لحظه همون...

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

#in_your_eyespart_78ویو جونگ کوکچند ساعت گذشته بود...اما حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط