العفو من العشق

پرده اول:العفو
آرام نمیگیرم...
163 روز است آرامشم را بر باد داده ام...
و حالا نیمه های شب 300 بار العفو میگویم گناه نابخشودنی عشق را...
نشسته ام سر سجاده...
به استغفارش که میرسم با خودم فکر میکنم آدم تا نداند از چه چیز باید عذر بخواهد، توبه اش واقعی نیست...
العفوش هم لقلقه زبان است...
و بعد با خودم فکر میکنم من دقیقا باید از چه چیز این زندگی توبه کنم؟
مسخره نیست آدمی که دکترین زندگی اش بر پایه عشق نوشته شده، حالا از عشق توبه کند؟
تناقض دردناکی است... آنقدر دردناک که 300 بار، با هر العفوی شانه هایم میلرزد...
پرده دوم:دلمرده
آدم افسرده را شاید بشود با خبری خوش شاد کرد، اما آدمی که دلش مرده باشد، دلش زخم خورده عشق باشد و 163 روز از آن خون رفته باشد دیگر رمقی برای شادی ندارد...
حتی اگر شادی عاشقی دیگری باشد...
این بود که دیروز وقتی خبر ازدواج دوستی را شنیدم حتی لبخند نزدم...
فقط گفتم خبر خوبی بود...
اما نگفتم که دیگر هیچ خبر خوشی، مرا خوشحال نخواهد کرد...
#پرده_سوم
مثل سلام بیجواب...
مثل نامه های بی پاسخ...
مثل پیامهایی که قبل از بازشدن پاک میشود...
مثل بیخیال، مهم نیستها...
مثل خیلی چیزهای دیگر که هیچکس نمیداند و نمیشود گفت...
مثل حرمتی که شکسته شد...
#پرده_چهارم
همسر
هم سر
هه...
پایان
دیدگاه ها (۲۲)

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

☆تردید☆ پنج ماه از زمانی که دازای اعتراف کرد میگذشت. این پنج...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

contract 🍷#contract 𝑆𝑇𝐴𝑅𝑇ویو هویج: نور ماه روی کلیسا میتابید...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 1,2انقدر ادم های...

نگاهم به عشق جور دیگری بود...اینکه آویزان کسی باشم را دوست ن...

خوب که به استوری دو روز پیش نگاه میگنم میبینم یکی پشت رل نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط