{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 28

part 28
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تهیونگ: چشم رفتم حموم و ی لباس لش پوشیدم و رفتم برای دنس بچه ها داخل سالن بودن ولی من باچیزی که دیدم پرام ریخت جونگکوک و ات همو بغل کرده بودن اعصبانی رفتم پیشون که از هم جدا شدن

ات:: سلام ددی کیم

تهیونگ: سلامو...
ات: هوم؟
تهیونگ: سلام «سرد»

ات: تهیونگ انگار عصبانی بود نمیدونم چرا بیخیال شدم و رفتیم رقصیدیم واییییی تهیونگ وقتی میرقصه خیلی هات میشه مخصوصا صداششش روبهش کردم و گفتم: اووو ددی هات من صدای بمت دیونه کننده


تهیونگ: میدونم باش«سرد»

ات: تهیونگ چیزی شده؟

تهیونگ: نع «سرد»

ات: اها.. رفتم ی کم اب بخورم فکر که کردم فهمیدم چرا اعصبانی بود چون جونگکوک منو بغل کرد اوفففففف الان چکار کنم اشتی کنه ای خداااا

نامجون: ات بیا پارتت رو بخون

ات: داشتم پارت اهنگ مو میخوندم نگاه های سنگینی روی خودم حس کردی برگشتم و دیدم تهیونگه تا نگاش کرد سریع نگاهشو ازم گرفت

تهیونگ: جذب ات شدم صدای محشری داره نگام کرد که نگاهمو ازش گرفتم

ویو بعد دنس:

ات: هممون از سالن رفص رفتیم بیرون ولی تهیونگ موند منم گوشیمو جا گذاشته بودم برای همین دوباره برگشتم که گوشیم رو بردارم که تهیونگ لب زد یااااعــــــــــلی

تهیونگ: اها که از سر دوستیه هان
ات: عام تهیونگ درمود چی حرف میزنی

تهیونگ: اصلا مگه من دیشب بهت نگفتم که نمیخوام نزدیک پسرا بشی چرا جونگکوک رو بغل کرده بودی


ات: ببین تهیونگ من جونگکوک رو بغل نکردم اون منو بغل کرد اونم واقع از سر دوستی

تهیونگ: اره دوستی

ات: دارم حرف میزنم وسط حرفم نپر....... بعد اونا مثل داداشای توان چرا انقدر دیدت نسبت بهشون بده ـ

تهیونگ: ات چرا نمیفهمی که دوست ندلرم باهیچ کس تماس بدنی داشته باشی


ات: خب چیه میخواستی پسش بزنم و بگم برو گمشو«خودت گمشو»......

تهیونگ: اره

ات: تهیونگ الان حالت خوب نیست برو به چرت و پرت هایی که میگی فکر کن بعد بیا پیشم..... اینو گفتم وزدم بیرون...
دیدگاه ها (۲)

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

پارت ۴ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه صبح_تهیونگ:با اذیت شدن چشمم توسط نو...

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

.....//برده ی زیبا//......

پارت¹⁰که یهو ات از جاش بلند شدات: من میرم توی اتاقم کار دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط