شهره شهر شدم از برکات غم تو

شهره شهر شدم از برکات غم تو

پشت این پنجره ها خیمه زده ماتم تو

من به دیدار ــــــــــــ هر از گاهی ــــــــــــــ تو دلبستم

لمس دست تو و آن خاطره درهم تو

طاقتم طاق شد از فاصله ها میفهمی؟

خسته ام از همه و از غم بیش و کم تو

کاش با لحن پر احساس صدایم بکنی

منم آن دختر زیبا و همان مریم تو

بگذر از فاصله ها زود مرا پیدا کن

شده ام شهره شهر از برکات غم تو.
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۷عه میخواستی..؟ خب ...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

..شهره ی شهر شدم از برکات غم توپشت این پنجره ها خیمه زده مات...

شهره ی شهر شدم از برکات غم توپشت این پنجره ها خیمه زده ماتم ...

ای دو چشـمت انقلابی مخـــملی از رنگها🍃🌷🍃خفته در شهـــر صــــ...

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ب...

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ب...

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ب...

8بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط