{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

..

..
شهره ی شهر شدم از برکات غم تو
پشت این پنجره ها خیمه زده ماتم تو

من به دیدارِ -هر اَز گاهیِ- تو دل بستم
لمس دست تو و آن خاطره ی درهم تو


طاقتم طاق شد از فاصله ها می فهمی ؟
خسته ام از همه و از غمِ بیش و کم تو

کاش با لحن پر احساس صدایم بکنی
منم آن دختر زیبا و همان مریم تو

زیر آوار دلِ شب زده ام می مانی
شده ام زلزله ای سخت به سوی بم تو

بگذر از فاصله ها، زود مرا خواهی یافت
شده ام شهره ی شهر از برکات غم تو..
دیدگاه ها (۳)

...عاشقت هستم تو ای معبــود منعشق تو تاری بود بر پود من...

...نگاهم میکنی قلبم چقدر آرام میگیردنگاهم از نگاهت زندگی را ...

...:گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،...

...نگاهت میکنم اما نگاهم از تو میترسددل شیدای مست بی پناهم ا...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت: 6 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ناگهان، پله‌ی فلزی زیر پای ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط