پارت 11

گیومی و شینوبو: پس ما باید ات رو بیاریم
مویچیرو: درسته ولی تولد ات دو هفته دیگس و اینکه من باید به فکر اینکه کادو چی بدم باشم
شینوبو: راست میگی باید به فکر کادوهم باشیم
میتسوری: درسته ولی نمیدونیم که از چی خوشش میاد؟
شینوبو: آره ولی من میدونم چی کادو بدم
میتسوری: چیی
شینوبو: نمیتونم بگم
میتسوری: نگووو. منم قهرم
شینوبو: قهر نکن دیگه لطفا
میتسوری: باشه منم میدونم چی بدم بهش
اوبانای: چی چی نکنید به منم بگید
شینوبو: من گیره سر میدم بهش
میتسوری: منم یه رویه به رنگ آبی روشن میدم
گیو: خب منم یه عطر خوشبو میدم
اوبانای: منم که یه لباس میدم
مویچیرو: فهمیدم چی بدم منم یه خنجر بهش میدم چون همیشه با خنجر بازی میکنه
میتسوری و شینوبو: عالیییه
گیو: باید 2 هفته صبر کنیم
مویچیرو: نه باید دو روز مونده به تولدش آماده باشیم
(ات اومد)
ات: راجب چی حرف میزنید؟
مویچیرو و شینوبو و میتسوری: هیچییی
ات: چرا عجیب و غریب شدین
اوبانای: راجب اینکه چطوری موزان رو بکشیم حرف میزدیم
مویچیرو:(یه نفس عمیق کشیدو گفت) درسته
ات: باشه من میرم دیگه
مویچیرو: خدافظ
(ات رفت و اینها دوباره شروع کردند)
میتسوری: فکر نمیکردم انقدر باهوش باشی اوبانای
اوبانای: ما اینیم دیگه
گیو: مواظب باشید دهنتونو باز نکنید
شینوبو: درست میگه
همه: باشههه
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت ۴

شمشیر بر تاریکی پارت ۱۶

مربی موتور سوار

خب سلامم یکم نشستم فکر کردم فهمیدم شماها هیچی درمورد زندگی ا...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۳

the first lie

dark life = 40

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط