خب سلامم

خب سلامم
یکم نشستم فکر کردم فهمیدم شماها هیچی درمورد زندگی اسف بار هیکاری نمیدونید پس نشستم اینو براتون نوشتم و تصویر سازی کردم یاه
و خب اگه نتونستید دست خطم رو بخونید بگید بم-
اا یکی از تمرینای مهارتی گیو این بود که توی یه رودخونه باید با گیو میجنگید و یکی دیگه این که یه جایی زمینش خیس بود و باید میجنگید بدون اینکه اب بپاشه و شلوارش یا هرچی خیس شه(چهارباز نزدیک بود خیس رو بنویسم سیخ)
تمرینای تمرکزی و سرعتی ایگورو(دارم جلوی خودمو میگیرم ننویسم ایگورو/گیو/شینازوگاوا سان اخه عادته)هم این بود که باید هم صدای راه رفتن ایگورو رو تشخیص میداد تا بفهمه از کجا میاد و بهش ضربه بزنه فکر کنید تجمیع شنوایی-بینایی و ضربه قوی و دقیق
تمرینای استقامتی قدرتی سانمیم اینه که خب باید تا جایی که به هوش میمونه باهاش بجنگه بدون اب غذا و استراحت و گاهی اوقات با یک دست برای سخت تر شدن(و خب اگه دست ادم قطع شده باشه تو یه جنگ واقعی بتونه بجنگه)
اره دیگه خلاصه احساس کرینج بودن و بچه بودن میکنم بوثبای
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱

شمشیر بر تاریکی پارت۱۵

پارت‍ـــ. ــ۶ـــ«رقص سایه ها »کامیل به سختی چشمهاش رو ...

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

زیبای کوچک فریبکار

Destiny part 15

پزشک انتقال خون سیدنیEp1

پارت ۲۷

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط