{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و هربار...

و هربار...
ڪہ صبح جدیدۍ آغاز میشود
دل من براۍ تو بیشتر از قبل
بہ تپش مۍ افتد
هر روز صبح
دل من بند توست
و هر روز صبح یک نفر
میان این شلوغۍ ها
میان این ڪوچہ هاۍ
سڪوت ڪرده
میان این عشق هاۍ خاموش
دلش عجیب تورا در سر مۍ پروراند ...
دیدگاه ها (۱)

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۹

Between Sleep and Breath

{محکوم به لمس } part ۲۵ 杂交种با بلند شدن تعظیم کرده بیرون رفت...

#باران ❣و هربار... ڪہ صبح جدیدۍ آغاز میشود دل من براۍ تو بیش...

و هر روز صبح یک نفرکه دلش بند توست میان این شلوغی ها میان ای...

و هر روز صبح یک نفرکه دلش بند توست میان این شلوغی ها میان ای...

و هر روز صبح یک نفر میان این شلوغی‌ها میان این کوچه‌هایِ سکو...

آدمـ هاۍِ امروز ، دفتر خاطـرات ندارنـد...درد دل هـا ، مجازۍ ...

من روز خویش را با آفتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده ست آغاز می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط