از پلاسکو تا کردستان..
از پلاسکو تا کردستان..
دی رفت با تمام بدی هایش..
ب خدای بهمن التماس کردیم بهمن ماه تو دی ماه نباش بگذار برای یک لحظه شده با برف هایت بازی کنیم...
چکار کردی بهمن لعنت ب تو ک اشک کردستانم را دراوردی لعنت ب تو ک صورت مادران کردستان را لت لت کردی و اشک کودکان ودخترکان چشم ب راه پدر را برای نان شب دراوردی..
راستی..
کردستان برای پلاسکو اشک ریخت..دم ب دم پیگیر قهرمانان پلاسکو بود..برای قهرمانان دعاکردند..مادران کردستان برسجاده سبز دست ب دعا برداشتن برای پلاسکو..
برای بازماندگان وخونوادهاشون صبر را ازخدا خاستن..
پروفیل های کردستان از فیسبوک وتلگرام گرفته تا وایبر وواتساپ همه تصویر پلاسکو وقهرمانان پلاسکو شد..
شب های کردستان پر شد از روشن کردن شمع های اشک بار ب یاد پلاسکو..
همه کردستان گفتن اتش نشانی شغل نیست عشقه عشق ب انسانیت..
تو بگی پلاسکو درد کردستان را بداند؟؟؟
اخ کردستانم..
تورا چه شده ای سردشت قهرمان؟؟
بهمن ماه با ریزش بهمن چه برسر تواورد ای سردشت شیمایی ..
اخ کردستان قهرمان برای فرزندانت سفید پوشیدی..برگی سپید ازجنس برف!!
برای سردشت..
قندیل هم سفید پوشید و اشک ریخت
اربابا خمید..
وطاق بستان ناله سرداد..
آبیدر را اندوه گرفت
واتشکده پاوه خاموش گردید..
زریبار در مریوان از نفرت بهمن خروشید
و سیروان فریاد زد ...
آناهیتا برایت نی محزون زد و نخل های قصر هم پایش گریستند..
ودشت های ذهاب از اشک ذوب شدند..
ای سردشت غم زده ..
امروز چهار پارچه برایت اشک میریزد
و کوبانی برایت لایه لایه اشک خواهد خاند
وبلندای قندیل ب خدا شکایت خواهد کرد..
وبی شک مادران نفرین میکنند بهمن بهمن ماه را..
اهااااااااااااای کوهستان این پژواک صدای اراس را دریاب
تو ک برادر بودی ای کوهستان..
این چ رسم برادری بود بهمن را فرستادی؟
تو ک میدانستی سفرهای سردشت خالیست
تو ک میدانستی کودکان و دختران سردشت چشم ب راه پدر هستن تا نانی برای سفره خالی بیارد.
تو ک میدانستی بابا نان داد یعنی چی
وبابا چ زجری میکشد تا نان بدهد...
چکارکردی کوهستان نفرین ب بهمن ماه.
بابا برای نان رفته بود..
برای هزینه تحصیل پسر دانشجویش
برای خرید جهاز دختر دم بختش
برای لبخند همسرش..
برای سفره خالی ب تو ای کوهستان پناه اورد تو که برادر بودی
تو چه کردی ..سفید پوشیدی برایش عروسی گرفتی ؟؟عروسی مرگ؟؟
واااااای نفرین ب تو بهمن چ کردی در این زمستان سرد و سفره خالی..
ااخ کردستان
تو بگو اراس برای کدوم زخمت ناله سردهد..
ن ن تو همیشه کردستان قهرمانی
تو بید نیستی با هربادی بلرزی..
بگذار بهمن خیال خام کند ک اشکت رادراورد.
هه گوش کن بهمن لعنتی اینجا کردستان هست سرزمین کردها
ما را از هیچ بهمنی باکی نیست
ما را شیمایی کردن هراسی نبود
تیرباران شدیم باکی نبود
زنده ب گورمان کردند خندیدیم
اعدام دسته جمعی شدیم بوسه بر طناب زدیم
داعشی ها بهمون حمله کردند اما بازم کردستان قهرمان شد.
زهی خیال باطل بهمن از تو و خشم کوهستان هم میگذریم چون یاد گرفته ایم ایستاده بمیریم اما زانو زده زده زندگی نخواهیم کرد..
ب دختران شین اباد بگوید برای اینبار برای سردشت اشک بریزند تا بهمن اب شود..
بابا نان داد. بابا با خشم کوهستان برای سفره خالی رفت نان بیارد
بابا اسیر ریزش بهمن از کوهستان شد..
خاب مامان چ وحشتانک بود
دختر کوچک چشم ب راه بابا دلش شکست.
بابا ب کوهستان رفت
برای نان رفت..زیر بهمن دفن شد
لبخند بابا دیگر نیست..
بابا دیگر برنگشت..
وسفره همچنان خالی از نان ماند..
سردشت تسلیت..
بگذار فرزند کرد بنویسد ازدرد بابا..
ده بهمن 95...برای سردشت
دی رفت با تمام بدی هایش..
ب خدای بهمن التماس کردیم بهمن ماه تو دی ماه نباش بگذار برای یک لحظه شده با برف هایت بازی کنیم...
چکار کردی بهمن لعنت ب تو ک اشک کردستانم را دراوردی لعنت ب تو ک صورت مادران کردستان را لت لت کردی و اشک کودکان ودخترکان چشم ب راه پدر را برای نان شب دراوردی..
راستی..
کردستان برای پلاسکو اشک ریخت..دم ب دم پیگیر قهرمانان پلاسکو بود..برای قهرمانان دعاکردند..مادران کردستان برسجاده سبز دست ب دعا برداشتن برای پلاسکو..
برای بازماندگان وخونوادهاشون صبر را ازخدا خاستن..
پروفیل های کردستان از فیسبوک وتلگرام گرفته تا وایبر وواتساپ همه تصویر پلاسکو وقهرمانان پلاسکو شد..
شب های کردستان پر شد از روشن کردن شمع های اشک بار ب یاد پلاسکو..
همه کردستان گفتن اتش نشانی شغل نیست عشقه عشق ب انسانیت..
تو بگی پلاسکو درد کردستان را بداند؟؟؟
اخ کردستانم..
تورا چه شده ای سردشت قهرمان؟؟
بهمن ماه با ریزش بهمن چه برسر تواورد ای سردشت شیمایی ..
اخ کردستان قهرمان برای فرزندانت سفید پوشیدی..برگی سپید ازجنس برف!!
برای سردشت..
قندیل هم سفید پوشید و اشک ریخت
اربابا خمید..
وطاق بستان ناله سرداد..
آبیدر را اندوه گرفت
واتشکده پاوه خاموش گردید..
زریبار در مریوان از نفرت بهمن خروشید
و سیروان فریاد زد ...
آناهیتا برایت نی محزون زد و نخل های قصر هم پایش گریستند..
ودشت های ذهاب از اشک ذوب شدند..
ای سردشت غم زده ..
امروز چهار پارچه برایت اشک میریزد
و کوبانی برایت لایه لایه اشک خواهد خاند
وبلندای قندیل ب خدا شکایت خواهد کرد..
وبی شک مادران نفرین میکنند بهمن بهمن ماه را..
اهااااااااااااای کوهستان این پژواک صدای اراس را دریاب
تو ک برادر بودی ای کوهستان..
این چ رسم برادری بود بهمن را فرستادی؟
تو ک میدانستی سفرهای سردشت خالیست
تو ک میدانستی کودکان و دختران سردشت چشم ب راه پدر هستن تا نانی برای سفره خالی بیارد.
تو ک میدانستی بابا نان داد یعنی چی
وبابا چ زجری میکشد تا نان بدهد...
چکارکردی کوهستان نفرین ب بهمن ماه.
بابا برای نان رفته بود..
برای هزینه تحصیل پسر دانشجویش
برای خرید جهاز دختر دم بختش
برای لبخند همسرش..
برای سفره خالی ب تو ای کوهستان پناه اورد تو که برادر بودی
تو چه کردی ..سفید پوشیدی برایش عروسی گرفتی ؟؟عروسی مرگ؟؟
واااااای نفرین ب تو بهمن چ کردی در این زمستان سرد و سفره خالی..
ااخ کردستان
تو بگو اراس برای کدوم زخمت ناله سردهد..
ن ن تو همیشه کردستان قهرمانی
تو بید نیستی با هربادی بلرزی..
بگذار بهمن خیال خام کند ک اشکت رادراورد.
هه گوش کن بهمن لعنتی اینجا کردستان هست سرزمین کردها
ما را از هیچ بهمنی باکی نیست
ما را شیمایی کردن هراسی نبود
تیرباران شدیم باکی نبود
زنده ب گورمان کردند خندیدیم
اعدام دسته جمعی شدیم بوسه بر طناب زدیم
داعشی ها بهمون حمله کردند اما بازم کردستان قهرمان شد.
زهی خیال باطل بهمن از تو و خشم کوهستان هم میگذریم چون یاد گرفته ایم ایستاده بمیریم اما زانو زده زده زندگی نخواهیم کرد..
ب دختران شین اباد بگوید برای اینبار برای سردشت اشک بریزند تا بهمن اب شود..
بابا نان داد. بابا با خشم کوهستان برای سفره خالی رفت نان بیارد
بابا اسیر ریزش بهمن از کوهستان شد..
خاب مامان چ وحشتانک بود
دختر کوچک چشم ب راه بابا دلش شکست.
بابا ب کوهستان رفت
برای نان رفت..زیر بهمن دفن شد
لبخند بابا دیگر نیست..
بابا دیگر برنگشت..
وسفره همچنان خالی از نان ماند..
سردشت تسلیت..
بگذار فرزند کرد بنویسد ازدرد بابا..
ده بهمن 95...برای سردشت
- ۶.۴k
- ۱۱ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط