شبی از شبهای سرد برفی و زمستانی،
شبی از شبهای سرد برفی و زمستانی،
با کوله های زخمی و گونیه سیمانی،
مردی ک عادت داشت شبها دیر برگردد،
از انتهای کوچه های سردو طولانی،
دختر که پشت در نشسته، پشت در ،بابا!!!
پیش عروسکهای من تا صبح میمانی?
بابا حقوقت را گرفتی! پول میخواهم ،
پاهای من یخ میزند در روز بارانی،
من کفشهایم واشده از هم، ولی سارا،
با کفشهای صورتی میرفت مهمانی...
دختر چرا اینجا نشستی توی این سرما?
امشب دوباره امدی من را برنجانی!!!
وقتی تمام بچه هایت عروسک بود،
از دستهای خالی بابا چ میدانی!...
بابا نمیدانم اگر خالی شده دستت,
من میروم همراه زنهای خیابانی،
انها همیشه کفشهای خوشکلی دارند،
شاید شدم خوشبخت،
بابا تو چ میدانی!...
انداخت چیزی تا تورا ساکت کند بابا،
از پشت افتادی تو انجا روی گلدانی،
روی دو دست خالیه بابا تو گل کردی،
اکنون میریخت خون سرخ تو از روی پیشانی،...
هرگز نبودم دختر خوبی برایت من ،
بابا نمیخواهد برایم دل بسوزانی،...
.
.
.
تیتر خبر!
بابا ب جرم قتل، زندانی.
با کوله های زخمی و گونیه سیمانی،
مردی ک عادت داشت شبها دیر برگردد،
از انتهای کوچه های سردو طولانی،
دختر که پشت در نشسته، پشت در ،بابا!!!
پیش عروسکهای من تا صبح میمانی?
بابا حقوقت را گرفتی! پول میخواهم ،
پاهای من یخ میزند در روز بارانی،
من کفشهایم واشده از هم، ولی سارا،
با کفشهای صورتی میرفت مهمانی...
دختر چرا اینجا نشستی توی این سرما?
امشب دوباره امدی من را برنجانی!!!
وقتی تمام بچه هایت عروسک بود،
از دستهای خالی بابا چ میدانی!...
بابا نمیدانم اگر خالی شده دستت,
من میروم همراه زنهای خیابانی،
انها همیشه کفشهای خوشکلی دارند،
شاید شدم خوشبخت،
بابا تو چ میدانی!...
انداخت چیزی تا تورا ساکت کند بابا،
از پشت افتادی تو انجا روی گلدانی،
روی دو دست خالیه بابا تو گل کردی،
اکنون میریخت خون سرخ تو از روی پیشانی،...
هرگز نبودم دختر خوبی برایت من ،
بابا نمیخواهد برایم دل بسوزانی،...
.
.
.
تیتر خبر!
بابا ب جرم قتل، زندانی.
- ۱.۷k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط