{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چ سکوت سردی

چ سکوت سردی
چ خلوت پر ازدحامی به پا کرده ای

تو یک نفر ، با دنیا چ کرده ای...

چشمهایت را بسته ای
رو گرفته ای

از چه?

شاید ب یاد می آوری لحظه های شیرین گذشته ت را

ب یاد می آوری عیدها و سفره هایی ک دور و اطرافت شلوغ بود
خسته بودی،از کار و زندگی

اما

برای خندان بودن لب دردانه هایت دَم نمیزدی
دستان پینه بسته ی تو یادآور سرماها و گرماهاییست ک مخلصانه کار کرده ای

چشمانت را بسته ای

یا...

اشک میریزی و قلبت را شکستنه اند

وقتی در یک اتاق کوچک بچه هایت را بزرگ کردی
اشک میریزی ک برای داشتنت یک اتاق کوچک نداشتند?

تو همانی ک آه کشیدنت عرش را میلرزاند...
دیدگاه ها (۹)

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

در جست و جوی رستگاریپارت چهارمهعب سعی کردم چیزای رو ک نوشتم ...

رمان عشق ممنوع

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

پارت ۶تاریکی مطلق، تنها چیزی بود که تو رو احاطه کرده بود. صد...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗 🫧🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اینو یادت مونده ...

نماینده ها مجلس شما ها دارید چیکار میکنید؟پول مفت میگیرید خو...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط