روزی جوانکی از شیخی پرسید: چرا انسانها انقدر برای پول
روزی جوانکی از شیخی پرسید: چرا انسانها انقدر برای پول
همدیگر را می آزارند و به هم بدی میکنند؟
شیخ قوطی کبریتی از جیب درآورد،
سه نخ کبریت را گرفت و دو نخ آن را دوباره به قوطی نهاد،
آن یک نخ را نصف کرد و با آن نصفه که نوک تیزی داشت
لای دندون خود را تمیز کرد و گفت :
چه میدانم !!
همدیگر را می آزارند و به هم بدی میکنند؟
شیخ قوطی کبریتی از جیب درآورد،
سه نخ کبریت را گرفت و دو نخ آن را دوباره به قوطی نهاد،
آن یک نخ را نصف کرد و با آن نصفه که نوک تیزی داشت
لای دندون خود را تمیز کرد و گفت :
چه میدانم !!
- ۶۲۷
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط