روزی جوانی از شیخی پرسید:دونفر عاشق یکدیگرند ولی علاقشان
روزی جوانی از شیخی پرسید:دونفر عاشق یکدیگرند ولی علاقشان
را ابراز نمیکنن
شیخ قوطی کبریتی از جیب درآورد ،سه نخ کبریت برداشت و دو نخ آن را به قوطی برگرداند، آن یک نخ را نصف کرد، و با آن نصفه که نوک تیزی داشت لای دندانهای خود را تمیزکردن گفت:
میگی چکار کنم¯\_(ツ)_/¯
را ابراز نمیکنن
شیخ قوطی کبریتی از جیب درآورد ،سه نخ کبریت برداشت و دو نخ آن را به قوطی برگرداند، آن یک نخ را نصف کرد، و با آن نصفه که نوک تیزی داشت لای دندانهای خود را تمیزکردن گفت:
میگی چکار کنم¯\_(ツ)_/¯
- ۸۹۵
- ۲۱ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط