فقط سوز دلم را در جهان پروانه میداند

فقط سوز دلم را در جهان پروانه میداند
غمم را بلبلی کآواره شد از لانه میداند
نگریم چون ز غیرت غیر میسوزد به حال من
ننالم چون ز غم یارم مرا دیوانه میداند
به امیدی نشستم شکوه خود را بدل گفتم
همی خندد بمن این هم مرا دیوانه میداند
بجان او که دردش را هم از جان بیشتر دارم
ولی میمیرم از این غم که داند یا نمی داند
نمیداند کسی کاندر سر زلفش چه خونها شد
و لیکن مو به مو این داستان را شانه میداند
دیدگاه ها (۱)

فقط سوز دلم را در جهان پروانه می‌داندغمم را ، بلبلی کاواره ش...

فقط سوز دلم را در جهان پروانه می داند؛غمم را، بلبلی کاواره ش...

عاشق شدم و محرم این کار ندارمفریاد که غم دارم و غمخوار ندارم...

قسمت

سلام صبح آخرین شنبه تابستان 93 بخیر و نیکی امیدوارم هفته  خو...

باٰز آویــخّـته..:بـاخـیالِ بـال بر آزُ خُـنّـیـا گـری سخر:(...

#پیامک_شهادت2 #حضرت_فاطمه_علیهاالسلامآن شب که ابوتراب با قلب...

خماری !!

منافقانی با نقاب وفاق... افساد طلبانی پیمانه پر نفاق

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط