فقط سوز دلم را در جهان پروانه میداند
فقط سوز دلم را در جهان پروانه میداند
غمم را بلبلی کآواره شد از لانه میداند
نگریم چون ز غیرت غیر میسوزد به حال من
ننالم چون ز غم یارم مرا دیوانه میداند
به امیدی نشستم شکوه خود را بدل گفتم
همی خندد بمن این هم مرا دیوانه میداند
بجان او که دردش را هم از جان بیشتر دارم
ولی میمیرم از این غم که داند یا نمی داند
نمیداند کسی کاندر سر زلفش چه خونها شد
و لیکن مو به مو این داستان را شانه میداند
غمم را بلبلی کآواره شد از لانه میداند
نگریم چون ز غیرت غیر میسوزد به حال من
ننالم چون ز غم یارم مرا دیوانه میداند
به امیدی نشستم شکوه خود را بدل گفتم
همی خندد بمن این هم مرا دیوانه میداند
بجان او که دردش را هم از جان بیشتر دارم
ولی میمیرم از این غم که داند یا نمی داند
نمیداند کسی کاندر سر زلفش چه خونها شد
و لیکن مو به مو این داستان را شانه میداند
- ۱.۲k
- ۰۷ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط