🌸𝑷𝒂𝒓𝒕①🌸

🌸𝑷𝒂𝒓𝒕①🌸
جنی : وقتی بچه‌بودم همیشه فکر میکردم که شانس به هرکسی نمیرسه اما چرا شانس به هرکسی نمیرسه؟
شانس کجاست؟
و از کجا میاد و خیلی سوال های بیشتر که همیشه تو ذهنم بود تا اینکه خودم بدشانس شدم دست به هروی میزدم خراب میشد وعین یه ماشین مخرب بودم و همیشه در حال پسرفت بودم ،تو ۱۷سالگی تصمیم گرفتم که برم دنبال جواب سوالاتم!
من برای ادامه زندگی نیاز به پول داشتم برای همین تو یه کافه ثبت نام کردم و شروع به کار کردم•
داشتم ظرفارو میشستم که چشمم خورد به سکه ای که روی زمین افتاده بود بلندش کردم و گذاشتمش تو جیبم که صاحبشو پیدا کنم •
تایم کارم تموم شد و روی میز داشتم نون تست میخوردم که خواست بیفته نفهمیدم چیشد که دست دومم نون تست رو گرفت❗️
اینکارو تکرار کردم چندباررر
اما
یاد یه چیزی افتادم که مادربزرگم می‌گفت که سکه ها شانس میارن من که تا الان سکه پول زیاد داشتم پس سکه رو از جیبم دراوردم خیره به سکه بودم که طرح متفاوتی داشت
چند دقیقه فقط به طرحش نکاه میکردم و یهو دلم خواستم لمس کنم که کشیده شدم داخل سکه و سر از اسمون در اوردم که داشتم سقوط میکردم جیغی کشیدم که خیلی آروم فرود اومد زمین
با باز شدن چشامم برای چند ثانیه سر جام خشکم زد
اینجا کجاست؟ دنیایی پر از پری !
انگار خواب بود
اون پری ها زیبا و قدبلند تر بودن بعضیا با بال داشتن بعضیا نه و همه بال خای متفاوت و رنگ پوست متفاوتی داشتن
البته سرزمین زیبایی هم بود از به پری پرسیدم: اینجا سرزمین خوش بختی واحد یخبندانه
تعجب کردم
تصمیم گرفتم یکم گست بزنم و اطرافو ببینم
که متوجه شدم که باید به سرزمین خودم برگردم برای همین باید این سرزمین یک رهبر یا رئیسی داشته باشه
برای همین از یک پری دیکه پرسیدم که گفت ملکشون تو واحد جنگل هست برای همین تصمیم به رفتم سمت ملکه کردم
{۲۰مین بعد}
به قصر بزرگ و مرکز اداره کل دنیای شناس ، به یکی از پری های خدمتکار گفتم که میخوام ملکه رو ببینم و گفت چند لحظه ای صبر کنم
ملکشون که از دور دیدم اما به نظر پرنسس بود تا ملکه ساده اما زیباتر از بقیه رفتم پیشش
جنی: چرا اسم این سرزمین شانسه؟و چرا به هرکسی داده نمیشه و هرکسی اونو نداره
ملکه: شانس دادنی و داشتنی نیست بلکه تو با کارهات اون رو ......
🌸این داستان ادامه دارد🌸
اسلاید اول پری برفی
اسلاید دوم سکه
لطفا حین خوندن این چندپارتی قدرت تخیلیونو ببرید بالا تا بهتر این داستان رو درک بکنید🌸
دیدگاه ها (۱)

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

اسلاید اول : قابی که داشتم و سفارش دادم ( بچه ها تو مشهد این...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

part 14

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

ازدواج اجباری

برای خانمی @s_melodyببخشید دیر شرکت کردم تو فیک کلابت. احتما...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط