The unwanted Roommate
The unwanted Roommate
___________________________
ویو پارک یورین:
دیگه حسم از بین رفته بود مطمئن شدم گه حسم بی معنی بود داشتم پاساژ هارو میگشم که گوشیم زنگ خورد....
Jeon jongkok
تماس رو برقرار کردم که صداش اومد
_«سلام یورین»
+«سلام خوبی؟ چیزی شده»
_«اممم نه فقط یکم نگرانت بودم»
+» لازم نیست نگران باشی خوبم🙃»
_«مطمئن؟»
+«اوهوم🙂»
_«باش عزیزم حواست به خودت باشه (اگه پارتنرش نیستی چیشی؟)»
+«ممنون... خداحافظ»
پایان مکالمه.....
با حرف های کوک تعجب کردم یعنی اونم حسی که من دارم رو داره؟ نه بابا چیزی نمیشه سالم برمیگردم خونه.... ولی..... تو این مدت مطمعن شدم که به کوک علاقه مندم 🫠
اگه اون این حس رو نداشته باشه چی....... همینطوری تو فکر و خیال بودم که دستمالی جلو بینیم اومد و سیاهی مطلق.......
ویو جئون جونگ کوک:
همش استرس داشتم یورین چیزیش نشه... چرا؟.. چون عاشقشم..... از بچگی بهش علاقه داشتم... امروز منتظرم از پاساژ بیاد تا بهش اعتراف کنم......
___________________________
ویو پارک یورین:
دیگه حسم از بین رفته بود مطمئن شدم گه حسم بی معنی بود داشتم پاساژ هارو میگشم که گوشیم زنگ خورد....
Jeon jongkok
تماس رو برقرار کردم که صداش اومد
_«سلام یورین»
+«سلام خوبی؟ چیزی شده»
_«اممم نه فقط یکم نگرانت بودم»
+» لازم نیست نگران باشی خوبم🙃»
_«مطمئن؟»
+«اوهوم🙂»
_«باش عزیزم حواست به خودت باشه (اگه پارتنرش نیستی چیشی؟)»
+«ممنون... خداحافظ»
پایان مکالمه.....
با حرف های کوک تعجب کردم یعنی اونم حسی که من دارم رو داره؟ نه بابا چیزی نمیشه سالم برمیگردم خونه.... ولی..... تو این مدت مطمعن شدم که به کوک علاقه مندم 🫠
اگه اون این حس رو نداشته باشه چی....... همینطوری تو فکر و خیال بودم که دستمالی جلو بینیم اومد و سیاهی مطلق.......
ویو جئون جونگ کوک:
همش استرس داشتم یورین چیزیش نشه... چرا؟.. چون عاشقشم..... از بچگی بهش علاقه داشتم... امروز منتظرم از پاساژ بیاد تا بهش اعتراف کنم......
- ۱.۷k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط