باران که می آید تا بجنبی, آب پاکی می ریزد روی تقدیرت
باران که می آید تا بجنبی, آب پاکی می ریزد روی تقدیرت
عشق دارد از آن دورها سلانه سلانه با همه بار بندیلش می آید تا سرک بکشد لابه لای زندگیت
چشم به هم بزنی هوایی ات می کند انگار نه انگار خواستی از روزگار محوش کنی
تبعیدش کردی ناکجا آباد اما درست اولین قطره که ببارد بر میگردد عین بختک خودش را می اندازد روی روزهایت دل هم سنگ رو یخت می کند دوباره عاشق می شوی زیر باران می رقصی می رقصی می رقصی...باران که می آید دل دیگر سربه راه نیست ...تقصیر ما نبود !
عشق دارد از آن دورها سلانه سلانه با همه بار بندیلش می آید تا سرک بکشد لابه لای زندگیت
چشم به هم بزنی هوایی ات می کند انگار نه انگار خواستی از روزگار محوش کنی
تبعیدش کردی ناکجا آباد اما درست اولین قطره که ببارد بر میگردد عین بختک خودش را می اندازد روی روزهایت دل هم سنگ رو یخت می کند دوباره عاشق می شوی زیر باران می رقصی می رقصی می رقصی...باران که می آید دل دیگر سربه راه نیست ...تقصیر ما نبود !
- ۱.۳k
- ۲۰ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط