????

????

باران که می­ آید،
تا بجنبی،
آب پاکی می­ریزد روی تقدیرت.

سر برمی­گردانی،
می­بینی عشق دارد از آن دورها سلانه­سلانه با همه بار و بندیلش می­آید تا سرک بکشد لابلای زندگیت.

چشم به هم بزنی،
هوایی­ات می­کند،
انگار نه انگار خواستی از روزگار محوش کنی،
تبعیدش کردی ناکجا­آباد.

اما درست اولین قطره که ببارد،
برمی­گردد،
عین بختک خودش را می­اندازد روی روزهایت.

دل هم سنگ­ رو­یخ­ت می­کند.
دوباره عاشق می­شوی.
زیر باران می­رقصی،
می­رقصی،
می­رقصی.

باران که می­آید،
دل دیگر سر به راه نیست...
دیدگاه ها (۲)

زیر باران، زن فرو می‌ریزد‌‌.‌.‌. نه فقط از خیس شدن، بلکه از ...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

#پارت۲ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟜ای دل که بی گُدار به آب‌ها نمیزدیبی قایقت، میانه‌ی ...

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

امید سلطنت طلبهای قاتل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط