{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم اتاقی...

چند پارتی
پارت هفتم

یونگی: دل دردت زیاد شد سره من غر غر نکنی تو شب!؟(دستاشو کرد تو جیبش)
سوهی: اوممم، مطمئن نیستم،باید فکر کنم دربارش!
یونگی: پس منم درباره رفتنمون فکر میکنم!(رفت سمته دره خروجی)
سوهی: اوکی اوکی! غر نمیزنم حالا بریم؟(کیوت)
یونگی: بریم!(خنده)
خدایا این دختر چقد کیوته! نکنه دارم عاشق میشم؟! اگه عشقم رو بهش بروز بدم و قبولم نکنه چی؟! نههههههه!
[پرش زمانی دوره اتیش ویو سوهی]
هرکی گروهی با دوستاشون دوره اتیش بودن ماعم چهار نفری یعنی منو یونگی و یونا و جین...
یونا: بچه ها بازی کنیم؟!
یونگی: چه بازی ای؟
یونا: جرعت حقیقت! ولی با یه تفاوت، هرکی که ازش 10 تا سوال پرسیده میشه و نتونه جواب بده یه شات اب جو میره بالا! قبوله؟
سوهی: اب جومون کجاست اونوقت؟
جین: خب، مثل اینکه یه نفر فکره همه چیو کرده!(اب جو رو از پشتش در اورد، منظورش یونا بود)
یونگی، سوهی: قبوله

ادامه دارد...
حمایت نشه؟!
دیدگاه ها (۸)

.....پارت هجدهم.....

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

KIM V

پارت ۸(وقتی یونا احساس کرد که انگار دست هاش و پاهاش بسته شدن...

پارت ۱۱(که وسط حرفشون در باز میشه و اعضا میان داخل )جونگ کوک...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

Destiny part 13

KIM V

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط