{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کارگه کوزه گری بودم دوش

در کارگه کوزه گری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
هر یک به زبان حال با من گفتند
کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش
دیدگاه ها (۲)

اندر درد او می سوزد و بی درمان بسازدزان که درمانی ندارد درد ...

دست می خانه ببستند خدایا مپسند که در خانه ی تزویر و ریا بگشا...

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که پر از باد...

نام خدا نبردن به از آن که زیر لب بهر فریب خلق بگوییم خدا خدا

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

P17ویو نویسنده دامیال:آنیا قرار مون سر جلسه دیگه آنیا :اره ...

#قلبی_در_دو_بدنP3 بازم حسودیم شد ولی گفتم به چپم بگیرمتوی فک...

همین که چشم گشودم رفته بودی تا سر همین کوچه رفته بودم تا کمی...

رومان عشق پنهانی (پارت4)

رومان قطره قرمز (پارت 4)

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط