تیمارستان متروکه

تیمارستان متروکه

این زن و مرد به همراه یکی دیگر از دوستانش که عکساس این عکس است داوطلبانه و برای کنجکاوی قصد ورود به این تیمارستان را داشته اند که قبل از ورود دوستشان یک عکس از انها جلوی درب تیمارستان میگیرد.
انها وارد تیمارستان میشوند و شب را در انجا میگذرانند.
هنگام خروج انها فضای تیمارستان را بسیار خوفناک تعریف کردند.
انها میگفتند نیمه های شب صدای کریه کودکی را میشنیدیم. صدای جیغ و فریاد بگوش میرسید و چند بار شخصی به کمر من زد و هنگامی که برگشتم کسی پشت من نبود. چند بار به وضوح دیدم که شخصی روی تخت خوابیده اما جلوتر که رفتم کسی نبود. درها باز و بسته میشدند و اما چند بار پشت درها میماندیم و از ترس فقد جیغ میزدیم 😱
انها عکس های زیادی در از داخل این تیمارستان گرفتند اما هیچکدام نکته خواصی ندیدند.
جز این عکس.
در این عکس انها دلیل تمام این اذیت هارا میفهمیدند.
علبته انها جریمه نقدی به علت ورود به یک مکان پلمپ شده را بعد از نقل این داستان در فضای مجازی پرداختند


چطور بود؟
لایک یادتون نره❤😘
دیدگاه ها (۰)

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚2 𝗽𝗮𝗿𝘁 ³---ویو: آراساعت...۸:۴۷ شبمحوطه...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

کامنت بزار تا جایی که میتونی

#Horror_Story_Time

تیمارستان ترس🔞🔞🔞

هوای شب تیز بود و پوست جنی را می‌گزید، در حالی که پشت انبار ...

قسمت پنجاه و چهاربرای روزنامه مقاله مینوشت....با اینکه سوادش...

شبح مردی در اتاق نشیمن!ماجرایی را که می خواهم برایتان تعریف ...

{سناریوی شماره ۸}|| پارت سی‌وهفتم ||نام سناریو: 《 قلبی از سن...

part 21:اصن بهم توجهی نکرد امیدوارم پشیمون نشی جونگکوکلورا:ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط