نام رمان: دل من

نام رمان: دل من
نویسنده: ا. اصغرزاده (آسمان)
ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۸۱
خلاصه رمان:
هلیا،گلی که از درون گل دیگری روئیده است
یک شباهت و یک عشق یک طرفه گاه سرنوشت را برهم میریزد و آرامش قلب را تا مرزِ نیستی میکشاند..
بخشی از رمان:
ا دو درو باز کردمو نفس زنان از پله ها بالا رفتم که با مهرداد رو به رو شدم خواستم دوباره برم بالا
که گفت چخبرته چرا عجله داری با عجله گفتم گوشیمو جا گذاشتم نگار منتظرمه…گفت حالا کجا
میرین انقد عجله دارین من:دوردور
مهرداد اخمی کردو گفت دور دور ینی چی درس حرف بزن با جیغ نگار که از حیاط میمومد رو
دستی زدم تو سرمو با عجله رفتم بالا گوشیمو برداشتمو دوباره برگشتم رفتم سوار ۶۰۲ نگار
شدمو رفتیم پارک نزدیک خونمون
پارت دوم:وقتی پیاده شدم نگار چپگی نگام کردو گفت:خاک تو سرت هلیا میخواستی دیرتر بیای
یه گوشی برداشتن چقد طول میکشه.چشامو گرد کردمو گفتم حالا یادت افتاده تازه زد تو سرمو
گفت نکن چشاتو اونجوری گرخیدم حالا چرا دیر آمدی واقعا
من:بابا این مهرداد تو پله ها گیرم انداخت گفت کجا میری با این عجله گفتم با تو میرم دوردور
اونم عصبانی شد با این حرفم نگار چشاش برق زدو گفت جونم غیرت یه دونه کوبیدم تو سرشو
گفتم خفه حالا برو پفک بخر بیا بخوریم نگار اوقی کردو گفت متنفرم از پفک ولی الان میرم
چیپس و تخمه میخرم وبا دو ازم دور شد..

https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%84-%d9%85%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم ...

کپشننننن مهمهه 😈🎀عروسک من😈🔞پارت بیست و نوه تقه ای به در خورد...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟯-رفتم سمت اتاق انگار اتاقه لیا بود دیدم داره لباساشو د...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤نزدیکایِ غروب بود که با لباسِ نظامیش اومد خ...

سیلام خوشگلامممممممممممم🎀✨آماده این برای پارت جدید ؟؟؟؟؟💕🎀🎀🎀...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

رمان آغوشی از جنس خطر/پارت اول 1

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : tenویوی تهیونگ :امروز هم مثل همی...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط