سیلام خوشگلامممممممممممم🎀✨
سیلام خوشگلامممممممممممم🎀✨
آماده این برای پارت جدید ؟؟؟؟؟💕🎀🎀🎀🎀🎀
لتس گوووووو
این پارت طولانیه خوشگلام
رمان :
«عموی ناتنی من»
Part:8
ویو «ا/ت»
از خواب با صدای ساعت کوک بیدار شدم ساعتمو نگاه کردم که ساعت دو بود ، با پشت دستم چشمامو مالوندم و از تخت بلند شدم به سمت دشویی رفتم کارهای که به شما مربوط نیست رو انجام دادم از دشویی اومدم بیرون اخیش مستانم (نمدنم درسته یانه ؟؟)پر شده بود بمولا (😂🤣)
دست صورتمو شستم ، موهامو شونه کردم از بالا دم اسبی بستم لباس پوشیدم (عکس میدم) گوشیمو برداشتم و رفتم پایین ...
رفتم پایین که جونگکوک و تهیونگ داشتن گیم بازی میکردن....
رفتم وسطشون:
&چرا اومدی اینجا مثلا
+به تو چه نخود هر آش
&پس به من چه اره
+آهوم
&باش اگه امشب پیشتون خوابیدم دیگه تقصیر من نیست
+احیانا پس تقصیر کیه ؟
&تهیونگ
-بع من چیکار دارین ؟
+من ندارم اون داره
&وایستا ببینم.... ا/ت
+هوم چیه مشنگ
&تو چرا سریع درخواست ازدواج رو زود قبول کردی
+به تو چهههههه
&هوفففف فقط یه سوال بود مشنگ
-هعی هعی به زنم نگو اینجوری هاااااا
&باشه بابا زنتو نخوردیم که
+گگگگگگگگ برو باوا
&کجا بلم
+نمدنم هرجا که دوست داری بلوو
&ذداصلا نمیرم
+باوش
سرمو سمت تهیونگ بردم که :
+تهیونگ (لوس)
-جونمممم خانوممم
&ایش چندشا (زیر لب)
+میشه این هفته کلا اینجا بمونی
-معلومه عشقم
&چییییییییی
+وایییی آرومتر گوشم کر شد
&یعنیییییی چی باید یهههههههه هفتههههه ی کامل اینجا بموننههههه اخههههه
+اونش دیگه به خودم مربوطه عجقم
&اگه گذاشتم باهم تنها باشینننننن اسمممم جونگکوک نیستتتتتت
-اون وقت اسمت چیه ؟
&هنوز بهش فک نکوردم
+هوفففففف بس کنید گشنمه
&من برم یه نودل درست کنیم باهم بخورم
+میگم
-&هوم
+مامان و بابا کجان ؟ اجوما(خدمتکار) کجاست؟
&مامان و بابا گفتن میرم بوسان و اینکه اجوما گفت دخترش تازه باردار شده رفته مراقبش باشه
+چرا رفتن به بوسان ؟
&نمدنم
+اوک
خودمو تو بغل تهیونگ جا کردم و اونم دستشو دور کمرم حلقه کرد و به سرم بوسه های کوچک میزد که .......
آماده این برای پارت جدید ؟؟؟؟؟💕🎀🎀🎀🎀🎀
لتس گوووووو
این پارت طولانیه خوشگلام
رمان :
«عموی ناتنی من»
Part:8
ویو «ا/ت»
از خواب با صدای ساعت کوک بیدار شدم ساعتمو نگاه کردم که ساعت دو بود ، با پشت دستم چشمامو مالوندم و از تخت بلند شدم به سمت دشویی رفتم کارهای که به شما مربوط نیست رو انجام دادم از دشویی اومدم بیرون اخیش مستانم (نمدنم درسته یانه ؟؟)پر شده بود بمولا (😂🤣)
دست صورتمو شستم ، موهامو شونه کردم از بالا دم اسبی بستم لباس پوشیدم (عکس میدم) گوشیمو برداشتم و رفتم پایین ...
رفتم پایین که جونگکوک و تهیونگ داشتن گیم بازی میکردن....
رفتم وسطشون:
&چرا اومدی اینجا مثلا
+به تو چه نخود هر آش
&پس به من چه اره
+آهوم
&باش اگه امشب پیشتون خوابیدم دیگه تقصیر من نیست
+احیانا پس تقصیر کیه ؟
&تهیونگ
-بع من چیکار دارین ؟
+من ندارم اون داره
&وایستا ببینم.... ا/ت
+هوم چیه مشنگ
&تو چرا سریع درخواست ازدواج رو زود قبول کردی
+به تو چهههههه
&هوفففف فقط یه سوال بود مشنگ
-هعی هعی به زنم نگو اینجوری هاااااا
&باشه بابا زنتو نخوردیم که
+گگگگگگگگ برو باوا
&کجا بلم
+نمدنم هرجا که دوست داری بلوو
&ذداصلا نمیرم
+باوش
سرمو سمت تهیونگ بردم که :
+تهیونگ (لوس)
-جونمممم خانوممم
&ایش چندشا (زیر لب)
+میشه این هفته کلا اینجا بمونی
-معلومه عشقم
&چییییییییی
+وایییی آرومتر گوشم کر شد
&یعنیییییی چی باید یهههههههه هفتههههه ی کامل اینجا بموننههههه اخههههه
+اونش دیگه به خودم مربوطه عجقم
&اگه گذاشتم باهم تنها باشینننننن اسمممم جونگکوک نیستتتتتت
-اون وقت اسمت چیه ؟
&هنوز بهش فک نکوردم
+هوفففففف بس کنید گشنمه
&من برم یه نودل درست کنیم باهم بخورم
+میگم
-&هوم
+مامان و بابا کجان ؟ اجوما(خدمتکار) کجاست؟
&مامان و بابا گفتن میرم بوسان و اینکه اجوما گفت دخترش تازه باردار شده رفته مراقبش باشه
+چرا رفتن به بوسان ؟
&نمدنم
+اوک
خودمو تو بغل تهیونگ جا کردم و اونم دستشو دور کمرم حلقه کرد و به سرم بوسه های کوچک میزد که .......
- ۶۵۹
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط