امام خمینی محرم اسرار

هیچ دانی که من زار گرفتار توام
با دل و جان، سبب گرمی بازار توام
هر جفا از تو به من رفت، به منت بخرم
به خدا یار توام، یار وفادار توام
تار گیسوی تو آخر به کمندم افکند
من، اسیر خم گیسوی تو و تار توام
بس کن ای جغد، ز ویرانه خود دم بربند
که در این دایره، من نقطه پرگار توام
عارفان پرده بیفکنده به رخسار حبیب
من دیوانه، گشاینده رخسار توام
عاشقان سر سویدای تو را فاش کنند
پیش من آی که من محرم اسرار توام
روی بگشای بر این پیر ز پا افتاده
تا دم مرگ به جان، عاشق دیدار توام
#امام_خمینی - محرم اسرار
#شعر#و#غزل
دیدگاه ها (۳)

هیچ دانی که منِ زار گرفتار توامبا دل و جان، سببِ گرمیِ بازار...

پرده برگیر که من یار توامعاشقم، عاشق رخسار توامعشوه کن، ناز ...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودتمن شدم یار تو اما توشدی یار ...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت.من شدم یار تو اما تو شدی یا...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودتمن شدم یار تو اما تو شدی یار...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودتمن شدم یار تو اما تو شدی یار...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودتمن شدم یار تو اما تو شدی یار...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودتمن شدم یار تو اما توشدی یار ...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودتمن شدم یار تو اما تو شدی یار...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودتمن شدم یار تو اما توشدی یار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط