{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت
من شدم یار تو اما توشدی یار خودت
من شدم شمع شب افروز تو در تنهایی
تو شدی ماه درخشان شب تار خودت
گفته بودم که کشم بار غمت را بر دوش
ای دریغا که شدی یار دل آزار خودت
شب و روزم شده لبریز خیال تو ولی
بی خیال منی و غرق در افکار خودت
دُور چشمان تو گشتن شده هر دم کارم
تو شدی دایره ی نقطه ی پرگار خودت
تا که ناز تو خریدار شدم قیمت جان
تو شدی مشتریِ عشوه ی بازار خودت
دیدگاه ها (۱۱)

عمارت بلک وود

پارت ۶

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

P4 .PRISAN MAFIA.

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت ۳ویو جونگ کوک شب شده بود امشب با پسرا جمع شده بودیم زیا...

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط