{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت
من شدم یار تو اما تو شدی یار خودت

من شدم شمع شب افروز تو در تنهایی
تو شدی ماه درخشان شب تار خودت

گفته بودم که کشم بار غمت را بر دوش
ای دریغا که شدی یار دل آزار خودت

شب و روزم شده لبریز خیال تو ولی
بی خیال منی و غرق در افکار خودت

دور چشمان تو گشتن شده هر دم کارم
تو شدی دایره ی نقطه ی پرگار خودت

تا که ناز تو خریدار شدم قیمت جان
شده ای مشتری عشوه ی بازار خودت
دیدگاه ها (۶)

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیرخسته ای، باید بخوابی هم ز...

یک وجب از صورتت تا بوسه هایم مانده بودشرم ناز گونه هایت دست ...

کاش بیدارم کنی تا خواب شیرینت شومدردهایت را بگو بگذار تسکینت...

امشب به یُمن ِدیدنت قفل ازدلم وا میکنمجشنی به استقبال ِتو در...

عاشقانه حرم

سکوت پیستPart:⁶⁴بعد از اینکه ماشین رو پارک کردم رفتم سمتشون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط