{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت
من شدم یار تو اما تو شدی یار خودت

من شدم شمع شب افروز تو در تنهایی
تو شدی ماه درخشان شب تار خودت

گفته بودم که کشم بار غمت را بر دوش
ای دریغا که شدی یار دل آزار خودت

شب و روزم شده لبریز خیال تو ولی
بی خیال منی و غرق در افکار خودت

دور چشمان تو گشتن شده هر دم کارم
تو شدی دایره ی نقطه ی پرگار خودت

تا که ناز تو خریدار شدم قیمت جان
شده ای مشتری عشوه ی بازار خودت
دیدگاه ها (۶)

فراتر از خویش

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆چند دقیقه‌ای بود که توی اتاق ن...

عمارت بلک وود

پارت ۱ ویو ا.ت من تا قبل از بارداریم خیلی خوش اندام و خوشگل ...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

P4 .PRISAN MAFIA.

سناریو جونگکوک

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط