{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت
من شدم یار تو اما تو شدی یار خودت

من شدم شمع شب افروز تو در تنهایی
تو شدی ماه درخشان شب تار خودت

گفته بودم که کشم بار غمت را بر دوش
ای دریغا که شدی یار دل آزار خودت

شب و روزم شده لبریز خیال تو ولی
بی خیال منی و غرق در افکار خودت

دور چشمان تو گشتن شده هر دم کارم
تو شدی دایره ی نقطه ی پرگار خودت

تا که ناز تو خریدار شدم قیمت جان
شده ای مشتری عشوه ی بازار خودت
دیدگاه ها (۳)

گاهی خیال میکنم ازمن بریده ای!بهتر زمن برای دلت برگزیده ای؟ا...

ای تو برجسته ترین نقش به دیواره ی قلبم...نفسم بسته به جانت ک...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

part59 عشق پنهان《ویو ات شب》جونگ کوک خواب بود بعد از اینکه آق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط