باخنده نخون رفیق با اشک نوشتم. 💬 👤

باخنده نخون رفیق با اشک نوشتم. 💬 👤
-زهرا؟
+جونم؟
-خوبے ؟
+آره چرا میپرسے ؟!؟
-آخہ اصڹ خوب بہ نظر نمیاے
+نہ مڹ خوبم
-خوب ڪہ نیستے میدونم اما چرا درداتو بہ ڪسے نمیگے ؟؟؟
+ڪسے نمیپرسہ بہ ڪے بگم از چے بگم !!! میدونے خیلے پرم خیلے از لبریز شدنم میترسم اما... -چرا بہ من نمیگے مگہ ما دوست نیستیم ؟!؟
+دوست !!! آره هستیم
-خب بگو
+میگم شده تا حالا وسط خنده گریت بگیره ؟؟؟
-نہ خب وقتے شادم چرا گریہ ؟!؟
+تا حالا شده بی هدف راه بری، تا حالا شده هندزفریت از خیس شدن بسوزه یا وقتے بہ ے جا زل زدے از رفتار اطرافیانت بفهمے دارے گریہ میڪنے ؟!؟
-نہ راستشو بخواے تا حالا نشده ...
+دیدے پس خیلے مونده بہ من برسے
-سڪووووووووت
+چرا ساڪتے ؟!؟😪
-نمیدونم چے بگم
+لازم نیست چیزے بگے فقط دیگہ ازم نخواه دردامو بهت بگم چون هیشڪے جز خداے بالا سرم درد منو نمیفهمه ..💔
دیدگاه ها (۱)

من زندم 👋🏻

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

بیا پایینعاقا منم اومدم ی بخشی از دراما خودم رو تعریف کنمعاق...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

پارت پنج

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

the first lie

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

دلاممم به همگییییییییمیخواستم یکم باهاتون صحبت کنم البته صحب...

ارادت عزیزان..اگه مهمم چک کنین..می‌دونم مهم نیستم ولی خو-ولش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط