دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ای کوتاه،

دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ای کوتاه،
و صدایی شنیدم که مرا لرزاند!
صدای خنده خدا بود
دعایت میکنم
هر کجا خسته شدی
دستی از غیب به دادت برسه
بینهایت زیباست که آن دست خدا باشد و بس💎
دیدگاه ها (۲)

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneهمه چیز از ان شب خفناک شر...

چند پارتی

چند پارتی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_37فصل شانزدهم |...

شروع فصل دوم..

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

صدای شلیک

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁29{تو فقط دختری بودی که اون شب......

مافیای من

پارت یکویو لوناسلام من لونا هستم دوسال هست که با جیهوپ ازدوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط