{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ˏˋ°•*⁀➷

ˏˋ°•*⁀➷
ترجمه لیریک او اس تی "Stay Alive" از جانگکوک با تهیه کنندگی شوگا

از جایی که همش اشتباه پیش رفت
هیچی یادم نمیاد
خودمو تو یه اتاق کوچیک پنهان کردم ، زمزمه میکنم

تاریکی تنها دوست منه ( تنها دوستم )
دستام برای رهایی دعا میکنن / امیدوارن

من اونی ام که عجیبه ؟
یه اتاق خیس شده تو خون / خونی
یه نفر لطفا بیاد و نجاتم بده

تو نور مهتاب پنهان شدم
آره ، معجزه یا همچین چیزی / هیچی مثل معجزه وجود نداره
فقط آرزو های منن( که معجزن )

زیر نور مهتاب مخفی شدم
چیز زیادی نمیخوام / اینا اصلا چیزای زیادی نیست
ولی انگار بازم زیاده

آخر این شبی که نمیتونم توش بخوابم ،
انگار با چشمای باز با کابوس هام پر شدم

من گفتم " هیچی مثل معجزه وجود نداره " ولی اون حرفای کوتاه
مثل یه معجزه برام اتفاق افتاد

تو سرنوشت منی
من نمیتونم اینو با همچین کلماتی توضیح بدم
ناجی من ، کسی که من خسته رو نجات داد
چجوری میشه که توضیح دادن همچین حرفی آسون باشه
اون جمله ای که منو نجات داد :

مهم نیست چند شب بگذره ، من طرف تو میمونم
اوه اره ( اون یه جمله )
حتی اگه پاهام خونریزی کنه ، من طرف تو ام ، پس
لطفا ، نجات پیدا کن

لطفا ، زنده بمون
( لطفا ، زنده بمون )

باوجود اینکه سایه ها بزرگتر میشه ،
اشکال نداره ، چون اون نور بزرگ ، " تویی "

دلیل زندگی من فقط تویی ،
پس لطفا اینجوری لبخند بزن ، مثل همیشه

تو ، خیلی شبیه منی
من ، خیلی شبیه تو ام

بعضی وقتا ، من بی دلیل میترسم
این احساسات واسه چی میتونه باشه ؟
ولی نمیدونم این تموم میشه یا نه ،

آخر این کابوس هایی بی پایان ،
یکی مثل " تو " هرروز به من شکل میده

اونی که مثل یه معجزه اومد
اونی که مثل یه معجزست
اونی که شبیه یه معجزست
همون چند تا کلمه

تو سرنوشت منی
من نمیتونم اینو با همچین کلماتی توضیح بدم
ناجی من ، کسی که من خسته رو نجات داد
چجوری میشه که توضیح دادن همچین حرفی آسون باشه
اون جمله ای که منو نجات داد

مهم نیست چند شب بگذره ، من طرف تو میمونم
اوه اره ( اون یه جمله )
حتی اگه پاهام خونریزی کنه ، من طرف تو ام ، پس
لطفا ، نجات پیدا کن

تو سرنوشت منی
من نمیتونم اینو با همچین کلماتی توضیح بدم
لطفا ، زنده بمون

باید زنده بمونی


⬳⟿
🔖 #News
دیدگاه ها (۰)

واقعا از اینکه دوستی مثل تو دارم روزی هزار بار خداروشکر میکن...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۱/۵

Iove and the moonPart11همینطور که اطراف خیره شده بود دست گرم...

سناریو دراکو مالفوی

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط