#اغوش_استاد🌙

#اغوش_استاد🌙
#پارت32

رفتم سمت آشپزخونه نگاهی به غذا انداختم وبرای سالاد شیرازی خیار وگوجه از تو یخچال در اوردم

وشستم ونشستم پشت میز وتادرستش کنم بعدازاینکه کارم تموم شد گذاشتمش تو یخچال که نگاهم به کیک افتاد

که غزل باز تنبلی کرده بود وتزئینش نکرده بود.
درش اوردم ومشغول تزئین کردن کیک شکلاتی که درست کرده بودیم شدم

باشکلات وتوت فرنگی تزئینش کردم وگذاشتم تویخچال تا سردبشه...

رفتم سمت پذیرایی خواستم بشینم رومبل که بافکری که به سرم زد لبخندی زدم ودوباره برگشتم سمت آشپزخونه و یه بشقاب ودوتا کاسه برداشتم از برنج ریختم تو بشقاب و بابرنج

وزعفرون تزئیش کردم واز خورشت قیمه ریختم تو کاسه وسیب زمینی سرخ کرده ریختم روش واز سالاد هم گذاشتم....

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

*شیلان*شیلان: با کلی خرید برگشتم خونه ساعت تقریبا ۱۲ ظهر بود...

معامله ای برای صلح پارت ۲۳

معامله ای برای صلح پارت ۲۳

پارت 85بخورم...پس تصمیم گرفتم برم تو اشپزخونه و یه چیزی بخور...

in your eyes

#مافیای_من p: 90*ویو ا.ت*(6ساعت بعد) با شتاب از خوابم بلند ش...

⁶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط