{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز بزرگ میشی

یه روز بزرگ میشی
یادت میاد این احمق بازیاتو ...
با خودت میگی
چقدر احمق بودم که دوسش داشتم ...
چقدر احمق بودم که شب تا صبح
واسش اشک میریختم ...
آره اون روز میرسه مطمئن باش...
دیدگاه ها (۸)

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

بچها ببخشید چند روز نبودم و فعالیت نکردمبخاطر این بود که کلی...

...

پارت ۱۳۱ سال بعد_ساعت ۶ و ۱۳ دقیقه عصر_جیمین:الان حدود یک سا...

یه روز می‌رسه که روپوش سفیدت رو می‌پوشی و به خودت می‌گی:«دید...

دو پارتی هیونجین

My dady پارت⑧ سانا:هییییی چقد تو گاویییی «داد» ات: چرا داد م...

رمان تو خود منی

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

دزیره کلاری میگفت ؛ فکر میکردم بزرگ شدم تا وقتی که عاشق شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط