یه روز میرسه که روپوش سفیدت رو میپوشی و به خودت میگی:
یه روز میرسه که روپوش سفیدت رو میپوشی و به خودت میگی:
«دیدی؟ بالاخره شد…» 🩺🤍
پشت اون روپوش، تمام شبهایی هست که خسته بودی ولی ادامه دادی، تمام تستهایی که غلط زدی، تمام اشکهایی که ریختی و دوباره نشستی پای درس.
پزشکی فقط یه اسم پشت دفترچه نیست؛ یه رؤیاست که برای رسیدن بهش باید بارها خودت رو جمع کنی و ادامه بدی.
شاید امروز سخت باشه، شاید راهش طولانی باشه، اما یادت باشه: آدمی که برای رؤیایش میجنگه، بالاخره یه روز بهش میرسه.
منِ آیندهام منتظره که امروز کم نیارم.
پزشکی؟ فقط حاجی. 😎🩺🤍
«دیدی؟ بالاخره شد…» 🩺🤍
پشت اون روپوش، تمام شبهایی هست که خسته بودی ولی ادامه دادی، تمام تستهایی که غلط زدی، تمام اشکهایی که ریختی و دوباره نشستی پای درس.
پزشکی فقط یه اسم پشت دفترچه نیست؛ یه رؤیاست که برای رسیدن بهش باید بارها خودت رو جمع کنی و ادامه بدی.
شاید امروز سخت باشه، شاید راهش طولانی باشه، اما یادت باشه: آدمی که برای رؤیایش میجنگه، بالاخره یه روز بهش میرسه.
منِ آیندهام منتظره که امروز کم نیارم.
پزشکی؟ فقط حاجی. 😎🩺🤍
- ۳۳۵
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط